انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧ - بيدارى و آمادگى
قبلًا گفتهايم در گلوى انسان زبان كوچكى است كه مىشود آن را زبان حيات و زندگى يا برزخ بين مرگ و زندگى دانست. وقتى انسان غذا مىخورد اين زبان روى مجراى تنفّس مىافتد و آن را محكم مىگيرد و غذا را به مجراى مرى و معده هدايت مىكند. وقتى شخص غذا را بلعيد و فرو برد زبان برداشته مىشود و مجراى تنفّس باز و مجراى مرى بسته مىشود.
حال اگر اين زبان هنگام خوردن غذا دير حركت كند يا از حركت بيفتد و دريچه هوا بسته نشود و ذرّهاى از آن در دستگاه تنفّس وارد شود كشنده است.
ازاينرو به حياتى كه به مويى بسته است نمىتوان اعتماد كرد.
سفر آخرت سفر درازى است. مطابق برخى آيات، زمان حسابرسى هزار سال و بنابر برخى آيات پنجاه هزار سال طول مىكشد كه مفسّران بين دو آيه چنين جمع كردهاند كه در قيامت پنجاه موقف است، يعنى پنجاه پست بازرسى وجود دارد كه بايد از آنها عبور كرد و هر پستى- البتّه اگر مراد تعداد ايستگاههاى بازرسى باشد- هزار سال بهطول مىانجامد، امّا اگر كنايه از تكثير باشد به اين معناست كه اين محاسبه هزاران سال طول مىكشد. پس هر سفرى مركبى خاص مىطلبد. مثلًا سفر دريايى را نمىتوان با وسايل خشكى پيمود و يا به عكس.
٤. بار خود را سبك كنيد براى اينكه در پيش روى شما گردنههاى صعبالعبورى است كه جز سبكباران از آن نمىتوانند بگذرند. انسان وقتى مىخواهد سفر بيابانى برود لوازم تجمّلى با خود نمىبرد و بارش را سنگين نمىكند. اگر بار سنگين باشد در همان سر بالايى اوّل در مىماند. امّا كسانى كه ورزيده، چابك و سبكبالاند بهسرعت از اين گردنهها مىگذرند. چه خوب است انسان بارش را سبك گردانَد و زهد پيشه سازد تا بتواند از اين گردنهها همچون اسبى بادپا بگذرد. در گذشته مردم به صورت گروهى و كاروانى مسافرت مىكردند و چنانچه كسى از قافله عقب مىماند گرفتار و بيچاره مىشد، چرا كه قافله براى يكنفر نمىتوانست بماند. لذا افراد مىكوشيدند از قافله جا نمانند.