اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - مسئله ارزاق و انواع روزىها
|
باز خاك آمد شداكال [١] بشر |
چون جدا شد از بشر روح و بصر |
|
|
ذرهها ديدم دهانشان جمله باز |
گر بگويم خوردشان گردد دراز |
|
|
جمله عالم آكل و مأكول [٢] دان |
باقيان را مقبل و مقبول دادن |
ب) دومين مطلب چگونگى تهيه روزى براى حيوانات مختلف است، بعضى گياهان مواد غذايى و رطوبت را از زمين مىگيرند، بعضىها از آب (گياهان شناور) بعضى از هوا، و بعضى از طريق وابستگى به گياهان ديگر (مانند بسيارى از پيچكها).
حيوانات اعماق درياها در جايى زندگى مىكنند كه مطلقاً گياهى نمىرويد، چرا كه آخرين اشعه نور آفتاب در اعماق ششصد تا هفتصد متر به كلى محو مىشود و بعد از آن شبى ظلمانى و جاودانى بر آب دريا حاكم است، ولى خداوند روزى آنها را در سطح آب دريا طبخ و آماده كرده و براى آنها به اعماق دريا مىفرستد، گياهانى كه در لابلاى امواج در مقابل نور آفتاب به صورت بسيار زياد پرورش مىيابند، بعد از رسيدن و دادن سهميه موجودات زنده سطح دريا، سنگين مىشوند و به اعماق دريا فرومىروند همچنين بقاياى موجودات زنده سطح دريا به صورت يك موجودات آسمانى به سوى موجودات زنده اعماق دريا فرستاده مىشود.
گاهى مرغان هوا را نصيب ماهى دريا مىكند و گاه ماهيان دريا را نصيب مرغان هوا، گاه گياهان را غذاى حيوانات قرار مىدهد و گاه حيوانات را غذاى گياهان گوشتخوار و گاهى از باقيمانده و تفاله غذا يك نوع غذاى لذيذى براى نوع
[١]. صيغه مبالغه است به معنى بسيار خورنده.
[٢]. آكل اسم فاعل به معنى خورنده و مأكول اسم مفعول به معنى خورده شده است در اينجا به معنى چيزى است كه در معرض خوردن است.