اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤ - فلسفه صبر چيست؟
چيزهاست، اينكه اينقدر بر آن اصرار مىشود، به خاطر كليدى بودن اين صفت است، پيامبران به خصوص پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) اگر صبر نداشتند، به اين مقام هرگز نمىپرسيدند، از سمت عقب تاريخ و از گذشتههاى تاريك بنگريد، تا نقش اين صفت را در جاى جاى ازمنه و امكنه تاريخ و در خودسازى افراد بشر نظارهگر باشيد، اين نصيحت را هم از من داشته باشيد كه با استقامت و شكيبائى عالِم مىشويد نه با استعدادها، چه بسا افراد با استعددى را ديديم، كه به جائى نرسيدند، و كم استعدادهائى را ديديم كه به فراز قلّه علم رسيدند.
در پايان اين بحث به دو نمونه از وقايعى كه صبر در آنها نقش مهمى داشته اشاره مىكنم:
١- داستان آسيه بنت خُوَيْلد (همسر فرعون)- بدون شك از پيشگامان صبر در راه عقيده آسيه همسر فرعون و ملكه مصر است، قلب او با نور خدا روشن و بارور شده، مگر مىتواند عشق خدا را براى هميشه در زير لايههاى ترس و واهمه از فرعون كتمان كند، هرگز! پس از مدتى فرعون متوجه شد كه دشمنش موسى (عليه السلام) در قلب خانه او نفوذ كرده، و با كمند اعتقاديش قلب همسرش را به بند كشيده است، هرچه به همسرش اصرار كرد بيا و آبروى ما را حفظ كن، و دست ايمان از دامن موسى (عليه السلام) كوتاه كن، فائده نداشت، آخر الامر تهديد كرد تا جائى كه گفت تو را مىكشم، ولى آسيه قهرمان صبر و استقامت همچنان پايدارى مىكرد، و دست از ايمانش برنمىداشت، وقتى سخنان فرعون كارگر نيفتاد، دستور داد او را به چهار ميخ كشيده، و سنگ بزرگى بر روى او گذارند، ولى او همچنان مقاوم بود، و مضمون آخرين نفسهاى او و زمزمه نهائى لبان او اين بود، كه: خدايا من وصله ناهماهنگ اين دستگاه شاهنشاهى هستم، مرا از دست فرعون و رفتار غيرانسانى او نجات بده، و خانهاى در نزد خود در بهشت برين برايم مهيا نما، و چنين هم شد كه در اثر صبر به ظفر رسيد.