اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - درمان بيمارىهاى زبان
را مىداند و هم معتاد خسارتهاى ناشى از اعتياد را، مىگوئيم آنها علم دارند ولى باور يعنى ايمان به اين مسئله ندارند، علم به مضرات غير از باور كردن آن است. شما مىدانيد و علم داريد كه مرده ذرهاى تحرّك از خود ندارد و حتى اگر در زنده بودن از قدرت او مىترسيديد، مىدانيد الان ديگر قدرت ندارد، ولى چرا يك شب نمىتوانيد تا به صبح در كنار او در اتاقى بياراميد، زيرا هنوز باور نكردهايد، اگر آن معتاد به مشروب و هروئين همچنان كه باور دارد كه تكهاى ذغال برافروخته و قرمز شده به وسيله حرارت سوزندگى دارد و نزديك خود نمىبرد، چه رسد در دهانش، اگر باور كند اين مشروب و اده مخدّر هم آتشى است كه خود به جان خود مىزند، هرگز نزديك دهانش نمىبرد و اگر باور كند كبريتى كه به مود مخدر يا سيگار مىزند، در واقع به حيات خود مىزند و پس از چندى خاكسترى هم از او به جا نمىماند، هرگز چنين نمىكرد و اگر باور داشت كه كبريت را زير پول اين مواد بزند، بهتر است تا زير خود مواد، هرگز دست به چنين عمل كثيفى نمىزد، زيرا در صورت اول فقط پول را از دست مىداد و در صورت دوم هم پول و هم زندگى و عمر كه سرمايه اصلى او است.
بايد مثل اولياء خدا و معصومين عليهمالسلام بود كه اين باور را داشتند كه منّهيات الهى (چيزهايى كه مورد نهى الهى است) همچون آتش است، مثلًا براى آنها تصرّف به ناحق در مال يتيمان و خوردن آن همچون آتشى مىماند كه انسان به درون شكم خود داخل كند.
قرآن مىفرمايد: «انَّ الَذِينَ يَأكُلُونَ امْوالَ اليَتامى ظُلْماً انَّما يَأكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» [١]: «كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم مىخورند در واقع در شكمهاى خود آتش فرومىبرند، و به زودى در آتش فروزان دوزخ قرار خواهند گرفت».
[١]. سوره نساء، آيه ١٠.