اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥ - ٢٣- ٢٧- واكنش پرهيزگاران* در برابر قرآن مجيد
كسى كه بتواند مانند پرهيزگاران قرآن بخواند، بزرگترين نعمت به او عطا شده است، و شايد اين نوع قارى مراد پيامبر باشد كه فرمود:
«من قرأ القران ثمّ رأى انّ احداً اوُتِىَ افْضَل مما اوُتِى فقد استصغَر ما عظّمه الله»:
«اگر كسى قرآن بخواند (به بالاترين نعمت اهلى دست يافته است) و اعتقاد پيدا كند كه به ديگرى بيشتر نعمت اعطا شده است او آنچه را كه خداوند عظيم و بزرگ شمرده، كوچك شمرده است» [١] يعنى خداوند قرآن خواندن را نعمت بسيار عظيم دانسته بطورى كه بالاتر از آن نعمتى نيست اگر كسى آن را كوچك شمارد، نعمت بزرگ خدا را كوچك شمرده است.
اين برنامه متّقين مَحَكى براى شناختن خود ماست، آيا ما هم در موقع تلاوت آيات الهى يا شنيدن آن چنين هستيم؟ آيا در موقع شنيدن آيات عذاب تفكّرى نسبت به قيامت داريم؟ آيا به مقام عين اليقين رسيدهايم، كه اينگونه بهشت و جهنم را ببينيم، و صداها را بشنويم؟ معنى اينكه در روايت مىگويد وقتى به: «يا ايها الناس و يا ايها الذين آمنوا» رسيديد لبيك گوئيد، چيست؟ آيا غير از اين است كه طرف خطاب من هستم؟ آيا غير از اين است كه آيا بشارت و بهشت و تخويف و جهنّم را شنيدم، آيا شنيدن مسئوليتآور نيست؟ تا خود را متّصف به اوصاف اهل بهشت، و از اوصاف اهل آتش دور كنيم آيا همين مقدار كافى است كه: وقتى آيات بهشت و جنهم را شنيديم، لفظاً درخواست نعمتهاى بهشت و دورى از عذاب كنيم؟! نه هرگز، حاشا و كلّا كه چنين باشد. بلكه بايد عملا هم چنين كنيم، بايد عمل خود را بر عمل بهشتيان منطبق كرده، و هر چه بيشتر از عمل اهل
نار تبرّى و دورى جوئيم، خداوند ما را در اين راه ثابتقدم گرداند، و توفيق تدّبر و تفكّر در آيات خودش را به ما عنايت فرمايد.
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، جلد ١٠- ٩، صفحه ١٤٣.