اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
كه امروز ما به آنها مبتلا هستيم.
در اينجا بسيار مناسب است روايت جالبى را از امام جواد (عليه السلام) ذكر كنم، تا روشن شود چطور در اثر عدم توجه به قران خداوند قرآن و علاقه به آن را از ملتى مىگيرد، و دشمنان را بر سر آنها مسلّط مىگرداند.
حضرت مىفرمايند:
«وَ كُلُّ امَّة قَد رَفَعَ الله عنهم علمَ الكتابِ حين نَبَذوه و ولّاهم عَدُوّهم حين تَوَلّوه و كان نَبْذُهم الكتاب انْ اقاموا حروفَه و حَرّفوا حدودهَ فهم يَرونُه و لا يرعَونه و الجهّال يُعْجِبُهم حفظُهم للرواية و العلماء يحزُنُهم تركُهُم للرعاية»:
«هر امّتى كه خداوند علم قرآن را از آنها برداشت وقتى بود كه خود قرآن را ترك كردند و هر امّتى كه خداوند بر آنها دشمنانشان را مسلّط كرد وقتى بود كه خود زير سلطه دشمن رفتن را قبول كردند، و ترك كردن و كنار گذاشتن آنها قرآن را به اين صورت بود كه حروف و كلمات و الفاظ قرآن را حفظ مىكردند، ولى حدود و احكام آن را تحريف مىكردند، روايت قرآن مىكردند، ولى مراعات آن نمىكردند، نادانان حفظ قرآن را براى روايت كردن آن ترجيح مىدادند و علماء از اينكه ترك رعايت قرآن مىشود محزون و غمگين مىشدند». [١]
با توجه به اين روايت، حركت قهقرائى امّت اسلامى و به عقب برگشتن آنها كاملا روشن مىشود و چقدر دقيق منطبق بر اين زمان مىشود، كه مىبينيم در كشورهائى مثل حجاز و عراق و مصر حفظ الفاظ قرآن بسيار مورد توجه است، به طورى كه بچههاى كوچك مبادرت به حفظ قرآن مىكنند، در حالى كه احكام آن مراعات نمىشود، و در كنار اين عدم رعايت، علماى راستين محزونند، و خون دل مىخورند، با چشمى گريان و دلى پرخون نظارهگر اين اوضاع هستند، و كارى از دست آنها ساخته نيست، آنقدر كه به صورت زيبا و تجويد قرآن توجه مىشود، به
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٨، صفحه ٣٥٨، چاپ قديم (در مواعظ امام جواد (عليه السلام))؛ فروع كافى، جلد ٨، صفحه ٥٣؛ ميزان الحكمة، ج ٨، صفحه ٨٥.