اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - فضيلت صبر در كتاب و سنّت
الحقَ، و اذا ضَجر لم يُؤَدّ الشكر، و اذا شكا من ربّه عزوجل فقد عَصاه». [١]
: «علامت صابر سه چيز است: اول اينكه سست و كسل نمىگردد. دوم اينكه ناراحت نمىشود، و سوم اينكه شِكوِه و شكايت از پروردگارش نمىكند، زيرا اگر سست و كسل شود، تضييع حق مىكند، و زمانى كه ناراحتى به خود راه دهد، اداى شكر نمىكند، و زمانى كه شكايت از پروردگار عزوجل كند، عصيان او را كرده است».
اين روايت علامت صابر را در سه چيز ذكر كرده است: اول اينكه سست و كسل نمىگردد زيرا منشأ كسالت و احساس ناتوانى در برابر حوادث و مشكلات جزع و فزع است، كه: ضد صبر است، وقتى انسان متّصف به صفت صبر شد، مسلماً خود را به هدف رسيده مىپندارد، گرچه هدف در دور رس باشد، و مىداند كه:
«لا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ و انْ طالَ بِهِ الزمانُ»:
«از دست نمىدهد صبور پيروزى را اگرچه زمان حصول آن طولانى باشد». [٢]
كسى كه مصمم براى ورود به دانشگاه است، در مطالعه و تلاش خود، صبر را پيشه مىكند، و هرگاه از مطالعه خسته و ملول مىگردد، به خود نهيب پيروزى در كنكور را مىدهد، و به اميد آن پيروزى، تلخى صبر را مىچشد، آرى شيرينى پيروزى، تلخى صبر را از بين مىبرد
«حَلاوَةُ الظَّفَرِ تمحُو مَرارَةَ الصّبر». [٣]
اگر سستى و كسالت بر فردى حاكم شود، تضييع حق كرده و اداء وظيفه را به فراموشى مىسپارد، مسلماً در سستى و بيحالى حق اداء نمىشود، و به حدود الهى عمل نمىگردد، نه عبادتى متناسب با مقام ربوبى و نه احتراز از معاصى وى آنچنان كه
[١]. بحارالانوار، جلد ٧١، صفحه ٨٦؛ ميزان الحكمة، جلد ٥، صفحه ٢٦٩.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧١، صفحه ٩٥؛ نهجالبلاغه، كلمات قصار ١٤٥ فيضالاسلام، ١٥٣ صبحى صالح؛ ميزان الحكمة، جلد ٥، ص ٢٦٢.
[٣]. غرر الحكم على (عليه السلام)؛ ميزان الحكمة، جلد ٥، صفحه ٢٦٢.