اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩ - ١٠- مقام حُزن
اميرمؤمنانم؟! اما با آنان در سختىهاى روزگار شركت نكنم؟! و پيشوا و مقتدايشان در تلخيهاى زندگى نباشم؟!) [١]
(اگر مىخواستم مىتوانستم از عسل مصفا و مغز اين گندم، و بافتههاى اين ابريشم براى خود خوراك و لباس تهيه كنم. اما هيهات كه هوا و هوس بر من غلبه كند، و حرص و طمع مرا وادار كند تا طعامهاى لذيذ را برگزينم، در حالى كه ممكن است در سرزمين «حجاز» يا «يمانه» كسى باشد كه حتى اميد به دست آوردن يك قرص نان نداشته باشد و نه هرگز شكمى سير خورده باشد، آيا من با شكم سير بخوابم در حالى كه در اطرافم شكمهاى گرسنه و كبدهاى سوزانى باشد؟ آيا چنان باشم كه آن شاعر گفته است:
|
وحَسْبُك داءً أَنْ تَبيْتَ [٢] بِبِطْنَة |
وَ حَوْلُكَ اكبادُ تَحِنُ إلى الْقِدِّ |
: «اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در حالى كه در اطراف تو شكمهايى گرسنه و به پشت چسبيده باشند»- سرچشمههايى هم براى غم است كه در دل اولياء الهى نيست از جمله:
١- ميل به دنيا، در روايتى از امام صادق (عليه السلام) رسيده: «الرّغبة فى الدنيا تورثُ الغمّ و الحزن»: «ميل به دنيا و دنياپرستى و به ارث گذارنده غم و اندوه است» [٣] اين غمى است كه در دل پرهيزكاران رسوخ نمىكند، مردى بود كه وقتى در كسب خود متضرّر مىشد، شب به دور خانه گشته و گريه مىكرد، واى به اين تعلّق دنيا كه موجب عدم آرامش قلب و خاطر است، به دنبال عبارتى كه گذشت امام صادق (عليه السلام)
[١]. نامه ٤٥ از نامههاى نهجالبلاغه.
[٢]. درنسخهاى (ابيتَ) بجاى تَبيتَ دارد (رجوع شود به معجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، چاپ جامعه مدرسين مادّه (ب ى ت)، صفحه ٣١٥).
[٣]. بحارالانوار، جلد ٧٨، صفحه ٢٤٠، ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٣٩٣.