اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦ - ١٠- مقام حُزن
اهل معرفت است [١] شعار لباسى است كه زير مىپوشند، و با موى بدن در تماس است، ودثار لباس روئين است، وقتى مىگويند فلان چيز شعار ما است يعنى چسبيده به تن ما است، در كلام امام صادق (عليه السلام) هم معنى چنين است كه حزن
[١]. لازم به ذكر است كه اساس عرفان اسلامى، كتاب و سنت و روايات و سيره معصومين عليهمالسّلام است و اصولا بايد گفت اسلام براساس عرفان بنا شده است لكن گاهى اشتباهاتى رخ داده و عرفان اصيل با عرفان قلابى خلط شده، از عرفانهاى وارداتى عرفان اهل تصوف است، جا دارد در اينجا به ريشه سخنان اينان و تاريخچه تصوف نظرى اجمالى بيفكنيم اصول و ريشه گفتار اين جمعيت را چنانكه استاد در كتاب جلوه حق آوردهاند، مىتوان در چهار چيز خلاصه كرد.
الف- دستوراتى كه از مؤسسين اين مسلك «هندوها، يا شاميها يا غير آنها» دست به دست آنها رسيده است.
ب- قسمتى ازمطالب و معارف يونان قديم كه پس از ترجمه كتب آنها به زبان عربى و نشر آن در ميان مسلمين به آن ممزوج شده است، از سرجان ملكم انگليسى نقل شده كه در كتاب تاريخ معروف خود مىنويسد: «اعاظم اين سلسله (صوفيه) با اقوال ارسطو و افلاطون آشنائى تمام دارند، و در كتب معروف ايشان نقل قول افلاطون بسيار است، تا آنجا كه مىگويد: اگر شرح حال و آراء فيثاغورث به فارسى ترجمه شود بعينه شرح حال و عقايد يكى از اولياء صوفيه به خرج خواهد رفت، افسانه دخول وى در اسرار الوهيت و استغراق وى در افكار و خوارق عادت و مَيَلان كلى خاطر او به موسيقى، و وضع آموختنش مريدان را و تحمل مشاقى كه كرد و نوعى كه فوتش اتفاق افتاد همه بدون كم و بيش شرح حال يكى از اعاظم متصوفه است».
اين سخن اگر چه درباره هر كدام از متصوفه و هر كدام از حكماء يونان صادق نيست ولى بطور اجمال آميزش افكار يونانيان را به عقائد صوفيه تأييد مىكند، مخصوصاً فلسفه اشراق ارتباط و تناسب بيشترى با افكار آنها دارد.
ج- يك رشته ذوقيات و شعريات كه به مرور زمان از طرف صاحبان ذوق شعرى و عرفانى اختراع و با دو قسمت سابق آميخته شده است، و به همين جهت است كه بسيارى اوقات مدرك پارهاى از سخنان ايشان فقط يك مطلب شعرى (به اصطلاح اهل منطق) و يا يك فرد شعر است.
د- قسمت زيادى از معارف و حقايق اسلامى كه تا حدى با اصول سهگانه سابقه نزديك و يا قابل نزيك كردن و تأويل كردن بوده است، روشن است كه: در اثر اين موضوع (يعنى گردآورى عقايد صوفيه از نقاط مختلف بسيارى اوقات تناقضاتى پيش مىآيد كه ناچار بايد بوسيله تأويلات رفو شده و همين است كه اصل «تأويل و توجيه» يا به تعبير آنها مغز و معنى را يكى از پايههاى تصوف اسلامى قرار داده است (جلوه حق چاپ دار الفكر، صفحه ٤٨- ٤٧).