اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - تقوى در قرآن
داده نمىشود.
٣. اتّقوا النّارَ الّتى اعِدّتْ لِلكافرين [١]- در اين آيه (النار) مفعول واقع شده، يعنى بپرهيزيد از آتشى كه مهيا شده براى كافرين، مفسّرين گفتهاند، وجه اين كه خاوند فرموده آتش الان مهيّا و آماده است، يا اين كه فرموده بهشت الان موجود است، با اين كه مىتوانست در موقع نياز آنها را يافريند، اين است كه: اى بشر بدان، نقد معامله مىكنيم، نه نسيه، اگرچه نسيه قادر متعال هم نقد است.
٤. اتَّقوا فِتْتَةً لاتُصيبَنّ الذّين ظَلموُا مِنكُم خاصة [٢]- در اين آيه مفعول كلمه (فتنه) واقع شده، يعنى بپرهيزيد از فتنهاى كه فقط دامن ظالمين شما را نمىگيرد، بلكه دامن بىتفاوتان جامعه (كه نظارهگر سيل گناه بودند و دم نزدند) را هم مىگيرد، و بلكه بالاتر دامن كسانى كه قبول ظلم كردند و مظلوم واقع شدند را هم مىگيرد.
از مجموع اين چند آيه و آيات ديگر قرآن مىتوان نتيجه گرفت كه: حقيقت تقوى پرهيز است، پرهيز از گناه، پرهيز از معصيت و نافرمانى، جالب اين است كه: خداوند از خود به عنوان» اهل تقوى» ياد مىكند (هو اهل التقوى واهل المغفرة) [٣] بله او هم پرهيز از ظلم مىكند، از اين كه اجر كسى را ضايع كند، از اين كه ظلم ظالمان و عدل عادلان را به بوته فراموشى سپارد، و تعالى اللّه عن ذلك علوّاً كبيرا.
بنابر اين كه تقوى حقيقتش (پروا) شد، يك حالت نفسانى و روانى مىشود، يك نيروى نامرئى كنترل كننده رفتار مىشود، نه يك عمل و فعل، يعنى فردى كه داراى اين حالت است متّقى مىشود و نتيجه چنين حالتى اجتناب از معصيت،
[١]. سوره بقره، آيه ٤٨- ١٣١.
[٢]. سوره انفال، آيه ٢٥.
[٣]. سوره مدثر، آيه ٥٦.