فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - فلسفه مجازات در اسلام(٢) ابوالقاسم مقيمى حاجى
كنند و از آزار و رفتار خشن و گفتار ناهنجار با آنان خوددارى كنند كه در اسلام و حكومت عدل اسلامى اين امور ممنوع و محكوم است» (٥٦) همچنين در جاى ديگرى مىگويد :
«اگر مجريان خواستند احكام قضايى را اجرا كنند و مثلًا حدود را جارى نمايند، از مرز قانون بايد تجاوز نكنند. يك شلاق بيشتر نزنند و اهانت ننمايند. حضرت امير المؤمنين(ع) بعد از اين كه دست دو نفر دزد را قطع مىكند، چنان نسبت به آنان عاطفه و محبت نشان مىدهد و معالجه و پذيرايى مىكند كه از مداحان حضرت مىشوند». (٥٧)
فصل چهارم : اصول حاكم بر اجراى مجازات
در رابطه با چگونگى اجراى مجازات نيز اصولى در اسلام وجود دارد :
اصل اوّل : عدم اصرار بر اثبات جرم
در مكتب حقوقى اسلام دو موضوع اجراى مجازات و عدم اصرار بر اثبات جرم از يكديگر تفكيك شده است. تا زمانى كه جرم كسى ثابت نشده، اصل بر برائت افراد است. همانگونه كه در اصل سى و هفتم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه بر اساس احكام اسلام تدوين شده، اين مطلب به صراحت بيان شده است :
«اصل، برائت است و هيچ كس از نظر قانون مجرم شناخته نمىشود ، مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد». (٥٨)
لذا هر گونه تجسس و اعمال محدوديت در زندگى خصوصى و شخصى افراد ممنوع است. مأمور بازرسى در جرايمى چون زنا، شرب خمر و امثال آن، حق ندارد در منازل افراد تجسس كند. خداوند در قرآن مىفرمايد:
(٥٦)صحيفه نور، ج٥ ،ص ١٢١ ؛ ٩/١٢/٥٧ .
(٥٧)ولايت فقيه، ص٨٤- ٨٥ .
(٥٨) قانون اساسى جمهورى اسلامى، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٦٨، ص ٣٨.