فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢ - نماز مسافر در كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
{ان الصفا و المروة من شعائر اللّه فمن حجّ البيت أو اعتمر فلا جناح عليه أن يطّوّف بهما و من تطوّع خيراً فانّ اللّه شاكر عليم } ؛ (١٦)
سعى صفا و مروه از نشانههاى دين خداست. پس هركس حج خانه كعبه يا اعمال مخصوص عمره را به جاى آورد مانعى نيست كه بر آن دو طواف كند و هركس به راه خير و نيكى شتابد، خدا قدر دان و عالم است.
هنگامى كه مسلمانان خواستند در عمره قضا بين صفا و مروه سعى كنند، در بالاى صفا و مروه بتهايى را مشاهده كردند و برايشان گران آمد كه اين دو كوه را دور بزنند، از اين رو اين آيه نازل شد كه :
{انّ الصفا و المروة من شعائر اللّه } ؛
صفا و مروه از نشانههاى دين خداست.
طبرسى مىگويد:
روى صفا بتى بود كه به آن «اساف» مىگفتند و روى مروه نيز بتى بود كه به آن «نائله» مىگفتند. هنگامى كه مشركان به اين بتها مىرسيدند، آنها را به عنوان تبرك مسح مىكردند. از اين رو مسلمانان به سبب وجود اين بتها از سعى بين صفا و مروه خوددارى مىكردند. اين شد كه خداوند آيه مزبور را نازل كرد. اين سخن، از شعبى و بسيارى از علما نقل شده است. بنابراين منظور از اشكال نداشتن طواف اين بوده كه از لحاظ وجود اين بتها مانع و اشكالى نيست و گرنه معلوم بوده كه اصل سعى بين صفا و مروه اشكالى ندارد. همچنان كه اگر فردى در جايى زندانى باشد و نماز خواندن در آن، مستلزم رو كردن به نقطهاى مانند در و غير آن باشد كه در حال نماز مكروه است و به او گفته شود: نماز خواندن در آن مكان براى تو مانعى ندارد، مسلماً عدم منع در اين عبارت به اصل نماز بر نمىگردد؛ زيرا اصل نماز واجب است، بلكه عدم منع به خواندن نماز به آن جهت برمىگردد.
(١٦) بقره، آيه ١٥٨.