فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
ديگر حق انتخاب و اختيارى ندارند و بر امام استقامت و پايدارى در امور و بر مردم تسليم بودن واجب است. اين بيعت، بيعتى گسترده و فراگير است كه هركس از آن بازگردد، از دين اسلام خارج شده است و راه غير آن را پيموده است. بيعت شما با من كارى ناگهانى و شتاب زده نبوده است، شأن من و شما يكسان نيست، من شما را براى خدا مىخواهم، ولى شما مرا براى خودتان مىخواهيد.»
اين سخن حضرت(ع): «... پس هنگامى كه بيعت كردند ديگر حق انتخاب و اختيارى ندارند و بر امام استقامت و پايدارى در امور و بر مردم تسليم بودن واجب است و اين بيعت، بيعتى گسترده و فراگير است كه هركس از آن باز گردد از دين اسلام خارج شده است و راه غير آن را پيموده است»، به صورت واضح، بر وجوب عمل و وفاى به بيعت دلالت مىكند و اينكه روى گرداندن از بيعت، همان رويگرداندن از دين اسلام و تبعيت از راه غير اسلام است. پس بدون شك عمل و وفاى به بيعت لازم است و وفاى به بيعت، عبارت ديگرى است از تسليم بودن و اطاعت از ولىّ امرى كه با او بيعت كردهاند. دلالت اين فقره بر وجوب وفاى به بيعت واضح است.
ادعا شده است كه اين سخن حضرت: «... و حق انتخاب و اختيار مردم قبل از بيعت كردن ايشان است، پس هنگامى كه بيعت كردند ديگر حق انتخابى براى آنها باقى نمىماند» دلالت بر آن دارد كه وجوب اطاعت از ولىّ منوط به بيعت است. ظاهر اين فقره آن است كه در مقام بيان وجوب اطاعت بر مردم است و تصريح كرده كه مردم قبل از بيعت اختيار دارند كه بيعت كنند يا نكنند، اما پس از بيعت ديگر اختيارى ندارند و بايد تسليم ولىّ امر باشند.
از آنجا كه موضوع سخنان حضرت(ع)، بيعت كردن بر ولايت است، ممكن است ادعا شود كه مردم، براى بيعت كردن با كسى كه مىخواهد در مقام تصدى ولايت امر قرار گيرد، اختيار دارند و ولايت ولىّ امر نتيجه بيعت كردن مردم با اوست. اگر مردم براى اين كار، با او بيعت كردند، ولايت او ثابت است و پس از آن براى مردم حق انتخابى باقى نمىماند، اما اگر با او بيعت نكردند اختيار آنها در اينكه او را ولىّ امر خود قرار دهند يا نه، باقى است. پس ولايت او تابع برگزيدن به عنوان ولىّ امر توسط مردم است و بر كسى كه