فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
بعضى از آنها مخالفت داشته باشد؟ به تبع اين دو مطلب، دو نكته ديگر جاى بحث دارد:
نكته اوّل:
اگر مكلف با شخصى كه به حق داراى ولايت امر است بيعت كند، آيا اين بيعت او علّت وجوب وفا و وجوب اطاعت از ولىّ مىشود، به صورتى كه نفس بيعت، تمام موضوع براى وجوب اطاعت باشد، يا اينكه اين بيعت از نظر شرعى اثرى ندارد؟
نكته دوم:
آيا اقدام به بيعت با ولىّ امر، واجب شرعى است؟
نكته اوّل را همان طور كه در ذيل بحث از آيات سه گانه گفته شد، متعرض خواهيم شد و نكته دوم را بعد از بحث امور سه گانه مورد بررسى قرار خواهيم داد.
اگر چه رواياتى كه به بحث بيعت پرداختهاند در مجاميع حديثى ما موجود است، اما اكثر آنچه كه ما به آن دست يافتيم در نهج البلاغه و خصوصاً در تمام نهج البلاغه است كه جديداً طبع شده است:
١. در خطبه شقشقيه آمده است :
فما راعني إلاّ والناس [ إرسالاً] إليّ كعرف الضبع ينثالون عليّ من كل وجهٍ و جانبٍ [ يسألوني البيعة [ حتى لقد وطىء الحسنان و شقّ عِطفاى، مجتمعين حولي كربيضة الغنم، فلمّا نهضت بالأمر نكثت طائفة و مرقت أخرى [ وفسقت شرذمة] و قسط آخرون، كأنّهم لميسمعوا كلامه سبحانه و تعالى يقول: «تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لايريدون علوّاً في الأرض ولا فساداً والعاقبة للمتقين»؛ بلى واللّه لقد سمعوها و وعوها و لكنّهم حليت الدنيا فى أعينهم وراقهم زبرجها [ وأعجبهم رونقها]. (١)
«ناگهان مردم كه همچون يالهاى پرپشت كفتار به هم فشرده بودند از هر طرف مرا احاطه كردند [ و خواهان بيعت با من بودند]چنان كه نزديك بود حسن و حسين(ع) لگد مال گردند و رداى من از دو طرف پاره شد، چون گلههاى انبوه گوسفند گردم اجتماع كردند. اما آنگاه كه به پا خاستم و حكومت را به دست
(١) نهج البلاغه، خطبه ٣، تمام نهج البلاغه، خطبه ٢٣، ص٣٠٨ ـ ٣٠٩.