فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٦ - تقيه مداراتى و جايگاه آن در انسجام اسلامى محمد رحمانى
از جمله كسانى كه به اين اشكال دامن زده ابن تيميه است. او مىنويسد:
شيعيان، نفاق را از اصول دين شمرده و آن را به ائمه منتسب كردهاند و از قول امام جعفر صادق(ع) نقل كردهاند كه فرمود: «التقية ديني و دين آبائي» و حال اينكه خداوند، اهل بيت و غير اهل بيت را از اين كار منزه ساخته و آنان بزرگترين انسانها از حيث راستگويى هستند... . (٦٢)
پاسخ: شيعه همانند ديگر مسلمانان، اصول دين را منحصر در سه امر مىدانند: توحيد، نبوت و معاد و در هيچ نوشتهاى كه مربوط به شيعيان باشد تقيه يكى از اصول دين شمرده نشده است.
اشتباه ابن تيميه در عدم درك صحيح از اين روايت نهفته است؛ زيرا مقصود از جمله «التقية ديني و دين آبائي» اين است كه تقيه روش من و پدرانم است.
به عبارت ديگر، امام صادق (ع) تقيه را به عنوان يك نوع تاكتيك پذيرفته است و اين واقعيتى است كه امام صادق (ع) و پدران بزرگوارش در موارد اضطرارى كه شرايط تقيه فراهم مىشد از آن استفاده مىكردند، پس اين جمله دروغ نيست.
اشكال دوم: تقيه در تاريخ شيعه، سابقه ندارد و آغاز آن بر مىگردد به قرن چهارم و پس از اعلان غيبت كبرى؛ بنابراين نمىتوان آن را به عنوان يك حكم شرعى تلقّى كرد. (٦٣)
پاسخ: اين اشكال مخالف صريح تاريخ است؛ زيرا اوّلاً: در تاريخ آمده است كه اوّلين مورد تقيه كه رسول خدا (ص) نيز آن را تأييد كرد، تقيه عمار ياسر است.
ثانياً: روايات صادره از ائمه در باره تقيه و نيز كتابهايى كه از سوى شاگردان آنها در باره تقيه نوشته شده است، پيش از غيبت كبرى مىباشد.
اشكال سوم: شيعيان با پذيرش تقيه منافقند و در نتيجه امكان وحدت و برادرى با آنها ممكن نيست.
اين اشكال در واقع متوجه شيخ شلتوت است كه اعلان كرد مذهب جعفرى نيز همانند
(٦٢) ابن تيميه، منهاج السنة النبويه، ج١، ص ١٥٩.
(٦٣) موسى موسوى، الشيعة والتصحيح، ص٦٩.