فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٢ - تقيه مداراتى و جايگاه آن در انسجام اسلامى محمد رحمانى
٣) بسيارى از اين اشكالات بر فرض صحت بر تقيه مداراتى وارد نمىشود.
٤) هر چند اين اشكالات از نظر شماره متعدد است ولى بيشتر آنها سطحى و تكرارى است. از اين رو در هر بخش به موارد مهم، اشاره مىشود.
بخش اوّل
اشكال اوّل:تقيه خلاف واقع و كذب است و هر گونه كذبى به حكم عقل قبيح است، پس تقيه قبيح است و خداوند حكم قبيح، تشريع نمىكند، پس تقيه تشريع نشده است. (٥٦)
پاسخ :اوّلاً: تقيه ريشه در قرآن دارد و صريح آيات قرآن بر مشروع بودن تقيه، دلالت دارد، از جمله آيه:
{... إلاّ أن تتّقوا منهم تقيةً و يحذّركم اللّه نفسه وإلى اللّه المصير } ، (٥٧) اين آيه هم از نظر دلالت و هم از نظر شأن نزول در مورد تقيه است.
ثانياً: در بسيارى از موارد، تقيه مداراتى عمل و رفتارى است كه از انسان سر مىزند، بدون اينكه از وى گفتارى صادر شود. در اين موارد هر چند آن عمل، موافق واقع نباشد ولى از نظر فقهى كذب نخواهد بود؛ زيرا كذب گفتار مخالف واقع است نه عمل مخالف واقع. البته اين پاسخ نسبت به تقيهاى كه در آن از گفتار استفاده مىشود راه ندارد.
ثالثاً: دروغ هميشه قبيح نيست و قبح آن مثل قبح ظلم، ذاتى نيست؛ چون در دانش اصول ثابت شده كه حسن و قبح در عدل و ظلم ذاتى است ولى در ديگر اشياء ذاتى نيست، بنابراين در صورتى كه مصالح اهم بر دروغ مترتب شود نه تنها قبيح نيست بلكه حسن و در برخى موارد واجب است. به همين دليل فقها مواردى از دروغ را از تحت عنوان حرمت، استثناء كردهاند. علماى اهل سنت از جمله غزالى نيز به اين مطلب كه قبح دروغ، ذاتى
(٥٦) فخر رازى، المحصل، ص ١٨٢؛ ظهير احسان الهى، الشيعه و السنّه، ص ١٢٧؛ محمد عبدالستار تونسوى، بطلان عقايد الشيعه، ص٧٩، ابن تيميه، منهاج السنة النبويه، ج١، ص١٥٩.
(٥٧) آل عمران، آيه ٢٨.