اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥٧٩ - میر سیّد علی امام جمعه سدهی
وی را کتب و رسایل عدیده ای است که از آن جمله است:
١. «رساله در اخلاق»٢. «رساله در تقلید»٣. «رساله در خیارات»٤. «رساله در ادعیه»٥. «رساله در شرط ضمن عقد»٦. «رساله در صلح با حقّ رجوع»٧. «رساله در مقتل»٨. «رساله در منجزات مریض»٩. «رساله در ادعیه و ختوم»١٠. «رسائلی در فقه» ١١. «رسائلی در طب و تجربیات خود» و غیره.[١]
این شعر از اوست:
بنمای رخ که روی تو امروز دیدنی است ور تلخ گویی، از لب شیرین شنیدنی است
بار فراق تو شکند کوه را کمر امّا به یاد وصل تو باری کشیدنی است
در بوستان روی تو هر گل که بشکفد آن گل به دست مردمک دیده چیدنی است
آن کو درید جامه یوسف نهفته گفت هر جامه ای که عشق ندارد دریدنی است
جان را به آب و دانه دنیا چه پروری کاین مرغ آخر از قفس تن پریدنی است
[١] تذکره القبور یا رجال اصفهان، ص٢٢٠؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، ص٨١٩؛ خمینی شهر: شهری که از نو باید شناخت، صص ١٠٨-١١٠؛ نقباء البشر، ص١٥٤١؛ ریحانه الادب، ج٢، ص٤٥٣؛ مخزن الادب (راجی) : مخطوط؛ مکارم الآثار، ج٥، صص١٧٥٨-١٧٦١؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص٣٨٩؛ حکم نافذ آقانجفی، ص١٦٨.