اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥٦٢ - معین الدّین علی معلّم یزدی
السلطنه»، «ترجمه رشف النصائح الایمانیّه» و «نزهه السرور» هم از تألیفات اوست.[١]
وی گرچه اصفهانی نیست ولکن چون شروع کتابش در اصفهان شده و چندین مرتبه به اصفهان به عنوان مأموریّت و یا همراه با امیر مبارزالدّین آل مظفر بدین شهر آمده، نامش ذکر شد.
[علاوه بر ادب و تاریخ، در تمامی علوم زمان خود اعم از عقلی و نقلی مهارت داشته و در سال ٧٥٥ق به امر امیر مبارزالدّین محمّد مدرس دارالسّیاده میبد شد. شاه شجاع در درس او حاضر می شد. او در سال ٧٦٠ق واسطه میان شاه شجاع و برادرش شاه محمود شد و آنها را صلح داد.
معین الدّین در محلّه اهرستان یزد مسجدی ساخت و پس از وفات در آن مسجد مدفون شد. در نظم و نثر ماهر بود. این بیت از اشعار اوست:
خون می چکدم به جای آب از دیده کار من و دل هست خراب از دیده
برخیز و بیا که تا تو رفتی رفته است رنگ از رخ و صبر از دل و خواب از دیده[٢] ]
در تذکره عرفات العاشقین اشعار فوق به شاعری به نام «معین الدّین دادا» نسبت داده شده است و واله داغستانی او را از متوطّنین یزد نوشته است.[٣]
[١] تاریخ یزد (جعفری) ، ص٢٣٦.
[٢] تاریخ نظم و نثر، صص ١٨٤ و ١٨٥؛ تذکره شعرای یزد، صص ١٣ و ١٤؛ دائره المعارف فارسی (مصاحب) ، ج٢، بخش دوم، ص٢٨١٢.
[٣] تذکره عرفات العاشقین، ج٦، ص٣٥٣٦؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج٤، ص٢٠٤٣.