اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥١ - شاه عباس صفوی
بازسازی راه های اصلی کشور پرداخت و ده ها کاروانسرا در مسیر این راه ها بنا کرد.
شاه عباس دوستدار علم و فرهنگ بود. به تشویق او بسیاری از علمای جبل عامل، عراق عرب و شهرهای مختلف ایران به اصفهان آمدند و ده ها مدرسه علمیه بنا شد و فقه، اصول، کلام، ادبیات، حکمت و عرفان رونق گرفت و روحانیون مناصبی مانند صدارت و شیخ الاسلامی را به دست آوردند. شاه عباس به هنرمندان و شعرا ارج می نهاد. علیرضا عباسی و صادقی افشار و بسیاری از ادبا و فضلا در کتابخانه سلطنتی به فعالیت های ادبی و هنری مشغول بودند.
شاه عباس احترام و ارادت زیادی برای علما و سادات قائل بود و برای مرمّت و توسعه آستان قدس رضوی و بقاع متبرکه هزینه می کرد و پای پیاده به مشهد مقدّس می رفت، با این حال مردی سخت گیر و بی رحم بود. او پدر خود را محبوس کرد، دو تن از برادران خود را نابینا ساخت، پسر ارشد خود، صفی قلی میرزا، را از سر بدگمانی به قتل رساند و در حمله به گرجستان بیش از ٧٠٠٠٠ نفر از گرجیان را قتل عام کرد. در سراسر سلطنت او بساط شکنجه های وحشیانه و زجر و آزار برپا بود.
شاه عباس در ٢٤ جمادی الاولی ١٠٣٨ق پس از ابتلا به یک بیماری سخت در شهر اشرف مازندران درگذشت و ظاهرا در مقبره حبیب بن موسی در کاشان مدفون شد.[١]
شاه عباس گاهی شعر می سرود. این بیت از اوست:
نه ز هر شمع و گلم چون بلبل و پروانه داغ یک چراغم داغ دارد یک گلم در خون کشد[٢]
[١] دائره المعارف فارسی (مصاحب) ، ج٢، ص١٦٦٠؛ فرهنگ اعلام سخن، ج٢، صص ١٢٢٢ و ١٢٢٣؛ صفویه از ظهور تا زوال، صص ١٧٩-٢٨٧. برای اطلاع بیشتر بنگرید به: نقاوه الآثار؛ تاریخ عالم آرای عباسی؛ محافل المؤمنین؛ زندگانی شاه عباس اوّل.
[٢] تذکره نصرآبادی، ج١، صص ١١ و ١٢؛ منتخب اللطایف، صص ٤٥١ و ٤٥٢.