فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٣٠ - جن
الجُمُعَةِ فَاسعَوا الى ذِكرِ اللَّهِ ....
جمعه (٦٢) ٩
١٢) لزوم سعى و شنافتن به سوى نماز جمعه پس از شنيدن اذان نماز:
يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اذا نودىَ لِلصَّلوةِ مِن يَومِ الجُمُعَةِ فَاسعَوا الى ذِكرِ اللَّهِ وذَرُوا البَيعَ ذلِكُم خَيرٌ لَكُم ان كُنتُم تَعلَمون.
جمعه (٦٢) ٩
١٣) نماز جمعه مصداق بارز ذكر خدا و برپايى آن، مورد امر خداوند:
يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اذا نودىَ لِلصَّلوةِ مِن يَومِ الجُمُعَةِ فَاسعَوا الى ذِكرِ اللَّهِ وذَرُوا البَيعَ ذلِكُم خَيرٌ لَكُم ان كُنتُم تَعلَمون. [١]
جمعه (٦٢) ٩
جَمْلاء
جَمْلاء [٢] (جُمل [٣]/ جميل [٤]/ جميله [٥]) بنت يسار المزينه، خواهر معقل بن يسار بود. بنا به نقل برخى مفسّران، آيه ٢٣٢ بقره (٢) پس از آن نازل شد كه همسر جملاء، پس از طلاق دادن وى و سپرى شدن عدّهاش، قصد رجوع به او را داشت، ولى با مخالفت برادرش معقل رو به رو شد. آيه ياد شده، ضمن برحذر داشتن وى، رجوع به همسر را بدون مانع دانست. [٦]
جميل بن معمر فهرى---) ابومعمر فهرى
جميله بنت عبداللّه بنابى
جميله، دختر عبداللّه بن ابىّ منافق و از زنان صحابى است كه پس از شهادت حنظله- غسيلالملائكه همسر ثابت بن قيس شد. [٧] براساس نوشته برخى مفسّران، در پى نارضايتى جميله از زندگى با ثابت و اصرار شوهر بر طلاق ندادن وى، و با شكايت بردن جميله نزد پيامبر (ص)، بخشى از آيه ٢٢٩ بقره (٢) نازل و جميله با بخشيدن مهريهاش كه باغى بود، از او جدا شد و اين نخستين طلاق خُلعى بود كه در اسلام واقع گرديد. [٨]
جنّ
جنّ در لغت به معناى پوشيده بودن چيزى از حواسّ است [٩] و آن نوعى از موجودات آفريده شده از آتش، صاحب اراده و شعورند كه از حواسّ ما پنهاناند. [١٠] در اين مدخل همين معنا مقصود است و از واژه «جنّ» استفاده شده است.
اهمّ عناوين: اختيار جنّيان، اغواگرى جنّيان، تكليف جنّيان، جنّيان و انسان، جنّيان و قرآن، عقيده جنّيان، قدرت جنّيان.
[١] از اينكه از سعى براى نماز جمعه به سعى براى ذكر خدا تعبير شده، مطلب مذكور استفاده مىشود.
[٢] مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٥٨٣.
[٣] الاصابه، ج ٧، ص ٣٠ و ٤٢؛ الدرالمنثور، ج ١، ص ٥١١.
[٤] اسدالغابه، ج ٥، ص ١٤٤ و ٤١٦؛ الاكمال، ج ٢، ص ١٢٥.
[٥] الاصابه، ج ١، ص ٤٧٨ و ج ٨، ص ٧٢.
[٦] جامعالبيان، ج ٢، جزء ٢، ص ٦٥٨؛ مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٥٨٣؛ الدرالمنثور، ج ١، ص ٥١١.
[٧] اسدالغابه، ج ٧، ص ٥٤؛ الاصابه، ج ٤، ص ٢٦٣.
[٨] جامعالبيان، ج ٢، جزء ٢، ص ٢٢٦؛ مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٥٧٧.
[٩] مفردات، ص ٢٠٣، «جنّ».
[١٠] ر. ك: الميزان، ج ٢٠، ص ٣٩.