فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٨٢ - كيفر قذف
وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا. [١]
مريم (١٩) ١٦ و ١٩ و ٢٠ و ٢٢ و ٢٣
قذف همسران در عصر جاهليّت
٤٢. نسبت فحشا دادن به همسران، از جانب برخى شوهران، در عصر جاهليّت، با هدف پس گرفتن اموال داده شده به او و ازدواج مجدّد:
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. [٢]
نساء (٤) ٢٠
قذف همسر محمّد
٤٣. نسبت نارواى زنا (قذف) به همسر پيامبر، از ناحيه گروهى از مسلمانان:
إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ. [٣]
نور (٢٤) ١١
نيز--) قصّه افك
كيفر قذف
٤٤. قذف زنان مؤمن پاكدامن، درپىدارنده عذابى بزرگ:
إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ ... لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِيما أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذابٌ عَظِيمٌ.
نور (٢٤) ١١ و ١٤
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ.
نور (٢٤) ٢٣
٤٥. نسبتدهندگان زنا به زنان مؤمن پاكدامن، دريافتكننده كيفر قذف خود، به طور كامل در قيامت:
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ
[١] . «و لماك بغيا» نفى بغى [زنا] از خود، پيش از زمان حملاست و مريم عليها السلام با اين جمله ناخشنودى خود را از اتّهام زنا رسانده است. به عبارت ديگر حضرت نفى مىكند كه تا قبل از اين ساعت مرتكب عمل نامشروع شده باشد و راضى نميشود كه بعد از اين او را متهم به عمل نامشروع كنند. (تفسير التحريروالتنوير، ج ٨، جزء ١٦، ص ٨٢) مشارٌاليه «هذا» حمل است، آرزوى مرگ از سوى مريم عليها السلام براى اين جهت بوده كه آبروى او با طعنه ديگران از بين نرود و ننگش متوجّه خانوادهاش نشود. (تفسير التحريروالتنوير، ج ٨، جزء ١٦، ص ٨٥)
[٢] . برخى مفسّران گفتهاند: مقصود از آيه اين است كه در عصر جاهليّت، هرگاه مردى تصميم مىگرفت دوباره ازدواج كند، همسر خود را به فحشا متّهم مىكرد تا او مجبور شود اموالش را به او ببخشد كه وى آن را صرف ازدواج مجدّدش نمايد. (روحالمعانى، ج ٣، جزء ٤، ص ٣٨٠)
[٣] . نقل شده: عايشه در غزوه بنىالمصطلق از هودج خود جهت انجام دادن كارى خارج شد و حاملان هودج به خيال اينكه عايشه در آن هست آن را حركت دادند. عايشه پس از پايان كار خود برگشت و متوجّه شد كه قافله آنجا را ترك كرده است. شخصى به نام صفوان بن معطل سلمى كه از پشت سرلشكر اسلام مىآمد با عايشه برخورد كرد. وى را سوار بر شتر خود كرد و ظهر روز بعد به لشكر اسلام ملحق شدند. (التبيان، ج ٧، ص ٤١٥) اين حادثه سبب شد كه برخى به عايشه نسبت ناروا دهند. آيات ياد شده جهت تبرئه وى از قذف نازل شد