فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٢٠ - از زمره ستمگران
قبيله محمّد
٢٥. پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مأمور انذار افراد قبيله و نزديكان خويش و اخطار به آنها:
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ. [١]
شعراء (٢٦) ٢١٤
٢٦. قبيله پيامبراكرم صلى الله عليه و آله سزاوارترين افراد به رعايت اصول و ارزشهاى دينى:
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ.
شعراء (٢٦) ٢١٤
نظام قبيلهاى
٢٧. رايج بودن زندگى در نظام قبيلهاى، در عصر نزول قرآن:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ....
حجرات (٤٩) ١٣
نيز--) امّت و عشيره
قتل
قتل، ميراندن و ازهاق روح از بدن است [٢] و اقسامى دارد: ١. قتل عمد كه در سه مورد تحقّق مىيابد: الف. با اراده و قصد و با وسيلهاى كه نوعاً كشنده است فردى را بكشد؛ ب. با اراده و توجه و با وسيلهاى كه نوعاً كشنده است فردى را بكشد، اگرچه قصد قتل او را نداشته باشد؛ ج. قصد قتل داشته باشد، اگرچه وسيله نوعاً كشنده نباشد؛ ٢. قتل شبه عمد كه قصد و اراده در اجراى فعل داشته باشد، ولى قصد قتل نداشته باشد و نيز وسيله قتل نوعاً كشنده نباشد، مثل آنكه با تازيانه به قصد تأديب، فردى را بزند و ناخواسته قتل اتفاق بيفتد؛ همانند طبيب كه بيمار در حال معالجه از ناحيه وى فوت كند؛ ٣. قتل خطايى كه قصد به فعل و نيز قصد قتل نداشته باشد، مثل آنكه به طرف صيدى تيراندازى كند، ولى به حسب اتفاق به انسانى اصابت كند و كشته شود. [٣] در اين مدخل از واژههاى «قتل»، «قصاص»، «ذبح» و ... استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار قتل، احكام قتل، توطئه قتل، عوامل قتل و قتل انبيا.
آثار قتل
١. از زمره جبّاران
١. قتل، موجب قرار گرفتن در شمار جبّاران زمين و خارج شدن از زمره مصلحان:
فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ ....
قصص (٢٨) ١٩
٢. از زمره ستمگران
٢. قتل، موجب قرار گرفتن در زمره ستمگران:
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ ... إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ.
مائده (٥) ٢٨ و ٢٩
نيز--) همين مدخل، قتل انبيا، آثار قتل انبيا
[١] . «عشيره» به خويشان، برادران قبيله، تبار و نزديكان از جانب آبا گفته مىشود. (مفردات، ص ٥٦٧، «عشر»؛ لغتنامه، ج ١٠، ص ١٤٠٣٣، «عشيرة»)
[٢] . مفردات، ص ٦٥٥، «قتل»
[٣] . تحريرالوسيله، ج ٢، ص ٤٩٨-/ ٤٩٩