فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٦٥ - قاعده قرعه
نوع سلطه بر فرد است، در نتيجه به عموم آيه ضمان نفى مىشود. جمله «... ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ ...» به دليل تعليق حكم بر وصف احسان، تعليل را مىرساند، به اين معنا كه نفى حرج و سبيل به اين علت است كه آنها محسناند و از فرد احسانكننده به صورت كلّى هرگونه مشقّت رفع شده است، [١] بدين جهت، اگرچه آيه شريفه در مورد جهاد و استثناى مريضان و ضعيفان و شبه آنها است، تعليل در آيه «... ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ ...» عموميّت دارد و شامل تمامى موارد مىشود. [٢]
قاعده قرعه
«قرعه» در لغت به معناى تعيين نصيب و سهم است [٣] و مقصود از قاعده قرعه مشروعيّت تعيين سهام با شرايطى است:
١. شبهات موضوعيه باشد، نه حكميّه.
٢. در موضوعهاى مقرون به علم اجمالى باشد، نه شبهههاى بدويّه، زيرا در شبهههاى موضوعيه بدويّه اصول عمليه مرتبط با آن جارى مىشود.
٣. راهى براى اثبات حكم وجود نداشته باشد.
٤. احتياط ممكن نبوده، يا موجب عسر و حرج باشد. [٤]
جريان قاعده به مورد نزاع و مشاجره اختصاص ندارد، بلكه مىتوان از آن در هر موردى كه تعيين با مشكل و بنبست مواجه شود، استفاده كرد، براى مثال، اگر فردى گفته باشد يكى از بردگان من آزاد باشد يا يكى از همسرانم مطلّقه باشد، مىتواند با قرعه نسبت به تعيين مورد اقدام نمايد. [٥] براى مشروعيت قرعه به آيات زير استدلال شده است:
١. آيه ٤٤ آلعمران (٣): «... وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ».
مرحوم طبرسى مىنويسد: مادر مريم عليها السلام پس از وضع حمل، نوزاد را در پارچهاى پيچيد و به مسجد آورد و از علماى بنىاسرائيل خواست سرپرستى او را به عهده بگيرند و از آنجا كه مريم عليها السلام دختر پيشواى آنان بود، براى سرپرستى او بر يكديگر پيشى مىگرفتند.
زكريّا عليه السلام اظهار داشت به دليل اينكه همسرم خاله وى است، سزاوارتر به سرپرستى اويم، ولى احبار پيشنهاد قرعه نمودند، از اين رو به كنار نهرى آمدند و قلمها و چوبهايى كه به وسيله آنها قرعه مىزدند، حاضر كردند و نام هر يك را بر يكى از آنها نوشتند.
برنده صاحب قلمى بود كه روى آب باقى مىماند:
«... إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ ...». پس از افكندن در آب قلمى كه نام زكريّا عليه السلام روى آن نوشته شده بود، بر روى آب ماند و به اين ترتيب سرپرستى زكريّا عليه السلام نسبت به مريم عليها السلام مسلّم شد، [٦] چنانكه خداوند مىفرمايد: «... وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا ...». [٧] از آيه استفاده مىشود براى حلّ مشكل و يا به هنگام مشاجره و نزاع مىتوان از قرعه كمك گرفت و بدين
[١] . العناوين الفقهيه، ج ٢، ص ٤٧٤
[٢] . العناوين الفقهيه، ج ٢، ص ٤٧٤؛ القواعد الفقهيه، بجنوردى، ج ٢، ص ٩-/ ١٢
[٣] . لسانالعرب، ج ١١، ص ١٢١، «قرع»
[٤] . القواعد الفقهيه، بجنوردى، ج ١، ص ٦٦
[٥] . همان، ص ٦٧
[٦] . مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٧٣٩
[٧] . آلعمران (٣) ٣٧