فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٥٨ - قاعده اشتراك
مغفرت تمامى گناهان ذكر شده است، و با بخشش گناهان تبعات حقوقى گذشته برداشته مىشود.
قاعده اسقاط حق
قاعده «اسقاط حق» يعنى صاحب حقّ مىتواند حقّش را اسقاط نمايد. اين حقِ اسقاط در محدوده حقوق انسانى است، نه مانند حدود و كيفرهاى مقرر شده در دين كه از حقوق الهى است [١]. دلايل اين قاعده:
١. آيات ٤٠ تا ٤٣ شورى (٢): «وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ». در آغاز مىفرمايد: كيفر بدى، مجازاتى همانند آن است، در نتيجه حقّى براى فرد مورد تعرّض ثابت مىكند، ولى پس از آن براى فرد عفو كننده و اصلاحگر اجر و پاداش قرار مىدهد و صبر و عفو را از كارهاى پر ارزش قلمداد مىكند، بنابراين، نه تنها اسقاط حق جايز بلكه از كارهاى ارزشمند است.
تعبير «اصلح» بعد از «عفو» مىتواند اشاره به اين باشد كه عفو در صورتى است كه موجب فساد و اختلال در نظم زندگى نشود.
٢. آيه ١٧٨ بقره (٢): «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ». مقصود از «... فَمَنْ عُفِيَ لَهُ ...» عفو از حق قصاص است، زيرا مقصود از كلمه «من» قاتل و عفو قاتل در مورد حقّ قصاص است، و منظور از «شَيْءٌ» حق است كه نكره آوردن آن براى تعميم نسبت به تمام يا بخشى از حق مىباشد، چنان كه در صورت تعدّد اولياى دم، هر كدام از سهمى از قصاص برخوردار مىباشند، و معناى آن اين است كه اگر قاتلى از ناحيه برادر دينى خود [ولىّ مقتول] مورد عفو قرار بگيرد و حكم قصاص به ديه تبديل شود، بايد از روش پسنديدهاى پيروى كند [در پرداخت ديه كوتاهى نكند]. [٢]
٣. آيه ١٣٤ آلعمران (٣): «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ». عفو در صورتى است كه عفوكننده حقّى داشته باشد و خداوند متعال از عفوكنندگان با صفت احسان و تقوا ياد مىكند، ازاينرو دليل بر اين است كه اسقاط حق مورد ترغيب و امضاى شارع مىباشد و بر همين سياق است ديگر آياتى كه به عفو و بخشش ترغيب مىكند.
نيز--) عفو
قاعده اشتراك
قاعده «اشتراك» يعنى اشتراك همه مكلّفان [مرد و زن] در حكم تا روز قيامت، به بيان ديگر، هرگاه
[١] . فقهالقرآن، ج ٢، ص ٤٢٠؛ مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٩-/ ٥٠
[٢] . الميزان، ج ١، ص ٤٣٢