فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٥٥ - قاعده اتلاف
قاصم/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از «قَصم، يقصم، قصماً» به معناى درهم شكستن و نابود كردن است. و يك بار در قرآن در مورد درهم شكستن ظالمان و نابود ساختن آنان آمده است: [١]
وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً ....
انبياء (٢١) ١١
اين صفت الهى به صورت اسمى [قاصم] نيز در ادعيه آمده است. [٢]
قاضى/ اسماوصفات
قاضى از «قضا» و قضا به معناى حكم كردن، [٣] امر نمودن، اعلام كردن، ايجاد ابداعى و فارغ شدن از كارى، [٤] الزام نمودن [٥] و حتم است [٦] و آن از اسما و صفات الهى [٧] بوده، از آيات ذيل با توجّه به معانى ذكر شده قابل استفاده است:
بقره (٢) ١١٧ و ٢١٠؛ آلعمران (٣) ٤٧؛ انعام (٦) ٢ و ٨ و ٥٨؛ انفال (٨) ٤٢ و ٤٤؛ يونس (١٠) ١١ و ١٩ و ٤٧ و ٥٤ و ٩٣؛ هود (١١) ٤٤ و ١١٠؛ حجر (١٥) ٦٦؛ اسراء (١٧) ٤ و ٢٣؛ مريم (١٩) ٢١ و ٣٥ و ٣٩ و ٧١؛ طه (٢٠) ١١٤؛ نمل (٢٧) ٧٨؛ قصص (٢٨) ٤٤؛ احزاب (٣٣) ٣٦؛ سبأ (٣٤) ١٤؛ زمر (٣٩) ٤٢ و ٦٩ و ٧٥؛ غافر (٤٠) ٢٠ و ٦٨ و ٧٨؛ فصلت (٤١) ١٢ و ٤٥؛ شورى (٤٢) ١٤ و ٢١
اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٨]
قاطر
--) استر
قاعده اتلاف
قاعده «اتلاف» يعنى هر فرد مال ديگرى يا منافع آن را تلف كند، مكلّف به پرداخت مثل يا قيمت آن است و فرق نمىكند اتلاف آن با علم باشد يا بدون علم. [٩] اين قاعده مورد اتفاق ما بلكه مسلّم بين تمامى فِرَق اسلامى است و برخى آن را از ضروريات دين دانستهاند. [١٠] براى اين قاعده به آياتى استناد شده است:
١. «... فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ ...» [١١]. آيه مزبور به هر فردى كه مورد تعدّى قرار بگيرد، حق مىدهد به همان مقدار مقابله
[١] . اسما و صفات الهى، فقط در قرآن، ج ٢، ص ١١٧٧
[٢] . البلد الامين، ج ١، ص ٧٥؛ الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ٣، ص ٤٠
[٣] . ترتيبالعين، ج ٣، ص ١٤٩٠، «قضى»
[٤] . مفردات، ص ٦٧٤، «قضى»
[٥] . الأسنى فى شرح اسماء اللّه الحسنى، قرطبى، ج ١، ص ١٩٢-/ ١٩٣
[٦] . شرح الأسماء الحسنى، سبزوارى، ص ٥٧
[٧] . شرح الأسماء الحسنى، سبزوارى، ص ٥٧
[٨] . شفاء الصدور، ج ١، ص ٣٣ و ٣٩٧ و ٥٦١
[٩] . القواعد الفقهيه، مكارم، ج ٢، ص ١٩٤
[١٠] . القواعد الفقهيه، بجنوردى، ج ٢، ص ٢٥؛ الموسوعةالفقهية الميسره، ج ١، ص ٢٠٩
[١١] . بقره (٢) ١٩٤