فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٧٣ - قبح عقلى
هيچ ترديدى در آن راه ندارد. [١] با توجّه به آنچه گفته شد، نمايههايى كه در مدخلهاى مختلف فرهنگ قرآن، با پيشوند عوامل، زمينهها، موجبات، منشأ، نقش، آثار، فوايد، اهداف، فلسفه، عذاب، كيفر و پاداش آمده، مصاديقى از همين قانون كلّى است كه به سبب پرهيز از تكرار اطّلاعات، از جمع كردن همه آنها در مدخل علّيّت خوددارى شد. علاوه بر آن پژوهشگران محترم مىتوانند به مدخلهاى مرتبط با علّيّت نيز مراجعه كنند كه عبارتاند از: خدا، خلقت، قدر، برهان، جهان، سنّتهاى خدا، اسماوصفات خدا، اذن، قدرت و ....
قاهر/ اسماوصفات
--) قهّار/ اسماوصفات
قائل/ اسماوصفات
--) متكلّم/ اسماوصفات
قائم/ اسماوصفات
--) قيّوم/ اسماوصفات
قبح عقلى
به نظر عدليّه، افعالى وجود دارد كه عقل از درون ذاتش بدون استعانت از شرع، حُسن آنها را درك و حكم به وجوب انجام دادن آنها مىكند يا قبح آنها را درك كرده، حكم به لزوم دورى از آنها مىنمايد. اگر شارع به اوّلى امر و از دومى نهى كند، كاشف از مدرك عقل و ارشاد به آن است، [٢] بنابراين، اشياء حسن و قبح ذاتى دارند. برخى امور مانند كمك به همنوع، ذاتاً حسن دارد و برخى ديگر مانند دروغ گفتن و ظلم كردن به غير، ذاتاً قبيح است. به طور كلى هر چيزى كه نفس و طبع [انسان] به آن علاقه و گرايش داشته باشد، حُسن ناميده شده و هر چه بر خلاف اين صفت باشد سوء، مساءه و قُبح ناميده مىشود. [٣] سپس بشر همين اوصاف [حسن و قبح] را به افعال و معانى اعتبارى تعميم داده و هر آنچه را كه در ظرف اجتماع، هماهنگ با غرض وى، كه سعادت حيات انسانى و بهرهمند شدن از حيات باشد، حسن ناميده و اگر ملائم با آن نبوده قبيح شمرده است، [٤] گرچه در برخى موارد، منشأ اعتبار حسن و قبح، امور محسوس غير اختيارى مثل زيبايى صورت است، ولى گاهى حُسن و قبح، افعال اختيارى انسان است، مانند حسن عدل و قبح ظلم [٥]. همان گونه كه اغراض انسان، سبب جعل امر و نهى و اعتبار حسن و قبح براى افعال شده، تشريع الهى نيز همين گونه است. وجود مصلحت و مفسده در امور، سبب امر و نهى الهى به آنها شده و بر همين اساس آنچه را امر كرده حَسَن و آنچه را نهى كرده قبيح است [٦]. در اين مدخل از آياتى كه در آنها بر اساس حكم ضرورى عقل، امرى قبيح شمرده شده و حكم عقل به صورت مبناى ارزشگذارى منفى پذيرفته شده، برداشت صورت گرفته است، مثلًا اينكه خداوند فرموده: «وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» معلوم مىشود اصل قبح ظلم را به عقل عملى واگذار كرده و در جايى نفرموده ظلم قبيح است، يا مثلًا از اينكه براى حرمت برخى امور مانند
[١] . الميزان، ج ٧، ص ٢٩٣-/ ٢٩٤؛ ج ١، ص ٧٤
[٢] . الالهيات، ج ١، ص ٢٣١
[٣]
[٤] ٣ و. الميزان، ج ٥، ص ١٠
[٥] . همان، ج ١٢، ص ٢٧٧
[٦] . همان، ج ٨، ص ٥٦