فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨٧ - اتحاد صرف الوجود با صفات كماليه
ينفكّش اين است كه شعاع و پرتو خود را بر غير مىافكند و اغيار را در تحت افاضه
قرار مىدهد لاجرم حضرتش كه نور حقيقى است و ديگر انوار در اين مضمار مجازا
نورند همينطور مىباشد و به مقتضاى اينكه افاضه لازم قدرت است پس در حقّش
نيز قادر صادق بوده بلكه قادر عين ذاتش است پس تا به اينجا بيان شد كه صفات
كماليّه: ظاهر، ظهور، نور، قادر عين ذات حضرتش مىباشند.
قوله: الانوار القاهرة و الافسهبديّة: مراد از انوار قاهره عقول طوليّه و از انوار
اسفهبديّه نفوس كليّه و جزئيّه است.
شرح و توضيح
حكماء مشّاء در مقام بيان ترتيب نظام آفرينش از مجرّدات آغاز نموده و
گفتهاند:
اوّل چيزى كه از حضرت قادر صادر گرديد عقل كه موجودى مجرد و بسيط
است مىباشد و ابتداء يك عقل از ذات اقدسش بيشتر صادر نشد منتهى اين عقل
صادر واحد داراى دو جنبه بود:
١- جنبه امكان ذاتى.
٢- جنبه وجوب غيرى.
جنبه امكان ذاتى به اعتبار انتساب به ذات خود و جنبه دوّم به واسطه
استنادش به آفريننده او است.
باعتبار انتسابش به ذات حقتعالى آن را عقل دوّم و به ملاحظه امكان ذاتى
و انتسابش بخود نفس اوّل ناميده مىشود و همينطور است عقل دوّم تا عقل دهم و
نفس نهم كه آنها را عقول و نفوس طوليّه مىنامند و از جهات متكثّرهاى كه ميان
عقول و نفوس طوليّه است عقول و نفوس عرضيّه حاصل مىشود حكماء اشراق اساس
ترتيب نظام را به آن طرزى كه از حكماء مشّاء تقرير شد پذيرفتهاند ولى مىگويند
جهات متكثّره بيش از آن است كه ايشان قائلند فلذا عقول و نفوس منحصر در
تعدادى كه ايشان گفتهاند نيست.
اين طائفه مجرّدات را چه عقول باشد و چه نفوس به انوار مجرّده موسوم كرده