فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٦٥ - فصل تأويلات حكماء نسبت به مثل افلاطونى
شهود و وجود هستند بطورى كه هيچكدام سبقتى بر ديگرى ندارند و به اين ملاحظه
براى هيچكدام از آنها نه تجدًّدى است و نه زوال، نه حدوثى است و نه افولى بلكه
كلًّا و طرًّا در حضور حقًّ جلًّت عظمته در يك خطًّ و يك عرض بارز و موجودند و در
اين واد ياحتياجى به استعدادات هيولانيًّه يا اوضاع جسمانيًّه ندارند و حكم اينها از
اين حيث حكم مجرٍّدات از بقاع و زمان است و حقًّ اين است كه حكماء از مثل
نوريًّه همين معنا را اراده نمودهاند نه معناى ديگر.
قوله: حيث زمانيًّاتها الخ: يعنى مثل نوريًّه بمعنائيكه گفته شد باعتبار
اضافهاش بحقًّ جلٍّت عظمته جهت زمانيًّات و زمان در آنها مثل جهت مكانيًّات و
مكان آنها است به اين معنا كه اين مثل از نظر حقًّ تبارك و تعالى نه زمان دارند و
نه مكان چه آنكه اين امور باعث حجاب و خفاء مىباشد چنانچه مورى كه روى نخ
ملوًّنى راه مىرود به هر قطعه ملوًّنى كه مىرسد قطعه ملوًّن ديگر از نظرش مخفى
مىشود و همان رنگ مقابل برايش جلوهگر است همچون آنات در ازمنه و نقاط در
امكنه كه براى موجودات محدود و ممكن هر آنى كه پيش آيد آن قبلى از نظرش
مخفى شده و هر نقطهاى را كه طرف مكانى است منظور دارد نقطه ديگر از جلوش
ناپديد مىگردد ولى وقتى صور افراد منتسب به حقتعالى شدند و از آنها به مثل نوريًّه
نام برديم اين سنخ مقولات مطرح نبوده و چنانچه گفتيم تمام اين افراد با تمام
حالات و شئونشان در يك خطًّ و يك عرض واقعند، نه افول مكانى و زمانى دارند و
نه حدوثى، نه در زمانى متجدًّد مىشوند و نه در زمانى زايل مىگردند بلكه اين اشياء
و افراد در طول ابدى دهر با هيولاى اوًّل و دوًّم و سوًّم جمع شده بطوريكه اجتماعشان
با هيولاى دوًّم در عرض اجتماعشان با هيولاى اوًّل است پس تعاقب و غيبت و
خفائى در محضرش براى آنها نيست.
متن: « ٥٦٧، ٥٦٦، ٥٦٥ »
|
و قيل عالم المثال و على |
ماهيًّة مطلقة قد حملا |
|
|
ففى العقول ذاتها تجرٍّد |
حتًّى الاطلاق فلا تقيًّد |
|
|
تحفظ مع تعاقب الافراد |
و جوهر للحمل الاتًّحادي |