فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥٩ - اوصاف در مثل افلاطونى
و العقل متخالفان نوعا الًّا ان يقال باختلافهما بالنًّقص و الكمال ما هو
الحقًّ، و حينئذ، اختلفا بالنًّقص و الكمال، لا بالماهيًّة.
ترجمه و شرح فارسى: مرحوم مصنًّف در مقام دفاع از شيخ اشراق مىگويد:
بگمان من اين است كه شيخ نخواسته مثل را با افراد عالم طبيعت از نظر
ماهيًّت و لوازم آن مختلف بداند تنها بمجرٍّد مثال بودن و تناسب در جهتى از جهات
اكتفاء نمايد و علًّت اينكه اين معنا را بايشان نسبت دادهاند عبارت موهمى از ايشان
ديده شده كه در بدو نطر چنين به توهًّم مىآورد ولى بعد از دقًّت در عبارات و مرام
ايشان خوب استفاده مىشود كه ايشان در مقام اين هستند كه مثل نوريًّه را از
خصائص عالم مادًّه و لوازم عناصر منزًّه بداند لذا عبارت بس شديد و تند است توهًّم
مىشود كه ايشان ماهيًّت مثل را با افراد مختلف مىداند.
و نيز ديگر از امورى كه باعث اين توهًّم شده اين است كه شيخ براى وجود
مثل نوريًّه به قاعده امكان اشرف كه عنقريب شرحش مىآيد متمسًّك شده و بعد
فرموده:
اينكه مشهور اين قاعده را مشروط بشرطى دانسته و گفتهاند شرط تمسًّك به
اين قاعده اين است كه اشرف و اخسًّ بايد از نوع واحد و ماهيًّت متًّحدى باشند تا
بتوان از امكان وقوعى اخسًّ امكان وقوعى اشرف را ثابت نمود چه آنكه اگر اين دو
از دو ماهيًّت باشند تمسًّك به اين قاعده بجهت اثبات مطلوب تمام نبوده و خصم
ممكن است بگويد ممكن است عدم صدور اشرف قبل از اخسًّ بجهت اين باشد كه
ماهيًّت آن ممتنع الوقوع است ولى ماهيًّت اخسًّ ممكن و اين احتمال و ابداع آن
در صورت مراعات شرط مزبور منسد و غير قابل قبول است.
از نظر ما صحيح نيست و اين شرط را ما قبول نداريم زيرا نور مدبًّر « عقل
متكافئ» با نور قاهر « عقل اوًّل در سلسله طوليًّه» از نظر ماهيًّت مختلفند زيرا نور
مدبًّر نفس است ولى نور قاهر عقل و نفس با عقل از جهت نوع و ماهيًّت با هم
مختلفند معذلك بهمين قاعده تمسًّك كردهاند و بوجود نور مدبًّر و امكان وقوعى آن
وجود نور قاهر را اثبات نمودهاند مگر كسى بگويد نفس با عقل از نظ نوع متًّفق