فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥٦ - اوصاف در مثل افلاطونى
المخروط و لكن بالتُّجافى عن مقامها و بالحركة و المفارق لا يجوز عليه
التّجافى و لا الحركة.
ترجمه و شرح فارسى: قياس افراد عالم ناسوت بامثل نوريّه
افراد منتشر در عالم ناسوت بلحاظ تشتّت و پراكندهگى كه دارند مىتوان
بقاعده مخروط تشبيه نمود و مثل نوريّه را باعتبار بساطت و تجمع و وحدتش بمثابه
نقطه رأى آن دانست و نيز همانطوريكه نقطه رأس در اين شكل محيط بتمام جوانب
قاعده بوده اين عقول و مثل نيز بتمام افراد عالم طبيعت احاطه دارند.
قوله: ففى التمثيل الخ: از اينجا شروع مىكنند در تشريح و تقرير اينكه چطور نقطه
رأس بتمام جوانب قاعده احاطه دارد و حاصل آن اين است كه:
اساسا پيدايش شكل مخروط مرهون و معلول مثلّث قائم الزّاويه است پس
اين مثلّث بلحاظ علّيّتش بر مخروط محيط است و مثلّث قائم الزّاويه نيز معلول خط
مستقيم پس خط نيز به اين اعتبار بر مثلّث احاطه دارد و خط نيز معلول نقطه است
در نتيجه نقطه نيز بملاحظه مزبور بر خط و مثلّث و مخروط محيط است. امّا احاطه
نقطه بر خطّ بجهت اين است كه از حركت نقطه خطّ حاصل مىشود. و امّا احاطه
خطّ بر مثلمث بجهت اينست كه اگر خطّ مستقيمى را در نظر بگيريم و يك طرف ان
را ثابت گذارده و طرف ديگر آنرا كمى افقى ادامه دهيم شكل مثلث قائم الزّاويه
حادث مىشود چنانچه در شكل پيدا است.
() امّا احاطه مثلّث بر مخروط اگر مثلّثى قائم الزّاويه بمشخّصات « الف، ب،
ج» را در نظر بگيريم سپس ضلع « الف و ب» را ثابت و محور قرار داده و نقطه
« ب » را مركز دايره و ضلع « ج- ب» را شعاع دايره و شعاع را بر دو محور بگردانيم
شكل حادث مخروط است چنانچه در شكل ديده مىشود.
پس از فعاليّت نقطه خط سپس مثلّث و پس از آن مخروط حاصل شد البتّه
نقطه براى ترسيم اين اشكال لازم بود حركت نمايد و از مقام خود دور شده بلكه خود
را فانى نمايد و چون حركت در مفارقات ممكن نبوده و تجافى از مختصّات مواد و
ماديّات است لاجرم عقول متكافئه و مثل نوريّه در ايجاد افراد طبيعت تغيير ماهيّت