فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥٣ - اوصاف در مثل افلاطونى
ثانى تنها معلول اشتمال واجد بسيط بر مادون است و همين اشتمال مصحّح و مجوّز
انتزاع مىباشد انتهى.
قوله: فالقوى الظّاهرة: كه مراد حواس پنجگانه: باصره، سامعه، ذائقه،
لامسه، شامّه باشد.
قوله: و الباطنة: مقصود: حسّ مشترك وهم، خيال، حافظه، متصرّفه
مىباشد.
قوله: فى هذه النشأة: يعنى در نشئه عالم مادّى و ملك بدن.
قوله: ففى سمعه الخ: تفصيل پيدايش قواى صدگانه در عالم مثال است چه
آنكه در هر كدام از قواى دهگانه ظاهرى و باطنى هر كدام از ده قوّه منطوى است پس
در اين عالم بقوّه سامع هم مىشنود و هم مىبيند و هم استشمام مىكند و هم صور
معانى را ضبط مىكند و هم بين صور و معانى تركيب مىنمايد الى آخر شئون القوى
و همچنين در قوّه باصره و از ضرب ده عدد مزبور تحصّل پيدا مىكند و از اينجا
تصوّر بعضى از روايات آسان مىشود كه در آنها ذكر شده: حضرت معصومين
عليهم السّلام همانطورى كه جلو خود را مىديدند عقب سر را مىنگريستند و بتمام
اعضاء صحبت مىنمودند، تمام بدنشان مىديد و هكذا.
قوله: و هكذا فى كلّ واحد من العشرة الخ: نسبت بين عالم عقل با مثال همان
نسبتى است كه بين عالم مثال يا عالم ملك و بدنست بنابراين همانطورى كه تمام
قواى دهگانه در هر كدام نسبت بعالم مثال منطوى است و در نتيجه قوا در اين اقليم به
صد مىرسد عينا در عالم عقل هر كدام از صد قوا در قواى دهگانه منطوى بوده لاجرم
در اين نشئه قوا به هزار تصاعد پيدا مىكند و نفس در عين بساطت و وحدت در مقام
ذات تمام هزارتا را درك نموده و مشتمل بر آن مىشود و از هر كدام مفهومى انتزاع
شده و نفس را به آن متّصف مىنمايند كه اين اتّصاف كوچكترين خللى بوحدت آن
وارد نمىكند.
شرح عربى: لبدن واحد، الّلام صلة « وقاية » .
كما بها، اى بالنّفس، وقاية، و تدبير استكمال كذلك، بكلّ ناسوت،