فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٤٧ - حقيقت مثل افلاطونى
ترجمه و شرح فارسى:
فصل در بيان حقيقت مثل افلاطونى
در ابحاث گذشته بيان شد كه عقول عرضيّه و قواهر متكافئه وجود دارند
اينكه بعد از فراغ از اين جهت لازم است عنان صحبت را به طرف جهاتى ديگر از
اين عقول معطوف داريم:
وجه تسميه به مثل افلاطونى
در كلمات اهل معقول چه بسيار ديده مىشود كه از اين عقول به مثل « بضمّ
ميم و ثاء» افلاطونى تعبير مىكنند و در وجه تسميه آنها به اين نام اينطور گفتهاند:
امّا وجه ناميدن آنها بمثل بخاطر سه جهت است:
١- زيرا اين عقول نظير و مماثل موجودات مادون خود و عناصر عالم
محسوسات مىباشند.
٢- بجهت اينكه صور حاكيهه و آيات دالّه بر موجودات فوق يعنى اسماء و
صفات بارى مىباشند.
٣- جهتش اين است كه اين عقول امثال و همانند عقول طوليّه مىباشند
زيرا چنانچه سابقا اشاره كرديم عقول طوليّه بواسطه اشراقات موجوداتى همانند خود
ايجاد مىنمايند كه همين عقول عرضيّه باشند چنانچه معلّم بواسطه اشراقات علميّه
خود چه بسا متعلّم را نظير خود واجد كمالات علمى نموده و بدون اينكه از وزن
علمى وى چيزى كم شود او را همانند خود معلّمى پرتوان قرار مىدهد.
و امّا وجه تسميه آنها به افلاطونى: آن است كه افلاطون و استادش بقراط
حكيم در اين عقيده متصلّب بوده و طبق فرموده شيخ در شفاء در اين رأى بيش از
اندازه پاى مىفشردند.
٢- حقيقت مثل افلاطونى
مثل افلاطونى اجناس كلّيّهاى هستند كه در تحت آنها انواعى قرار دارد كه