فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٤١ - تضعيف مذهب مشائين در نحوه كثرت عالم اجسام
حكمه: بدل اشتمال از « النّور » است.
فاء: تفريع.
غاسق: مبتداء و جمله « قد غلب قهر عليه» خبر آن است.
اما: مركّب از همزه استفهاميّه و ماء نافيه است.
رأيت: فعل و فاعل.
انّ: بفتح همزه، از نواسخ و « شمسا » و « قمر » متعاطفين اسم آن و جمله
« قد بهر» خبر آن است.
نورهما: مضاف و مضافاليه، فاعل « بهر » .
نور النّجوم: مضاف و مضافاليه، مفعول به و جمله انّ با اسم و خبرش در تأويل
مفرد سدّ مسدّ مفعولين براى « رأيت » مىباشد.
غاسق: موصوف و صفت آن جمله « غلب عليه حبّ» است كه بقرينه قبل
فعل در آن حذف شده است، مبتداء و « كزهرة و الامّهات الاربعة»
خبر آن است.
واو: عاطفه.
ما: موصوله و جمله « ذلّ معه» صله و عائد براى آنست، معطوف به
« غاسق ».
ترجمه: حكم نور در اجسام غاسقه و عناصر عالم محسوسات جارى است فلذا قهر بر
غاسق غلبه مىنمايد همانطورى كه بر ربّ النّوعش كه نور باشد گاهى غلبه مىكند،
مگر نديدهاى كه نور نيّرين « شمس و قمر» بر انوار نجوم ديگر قاهر و غالبند.
و جسم ظلمانى و غاسق يكه حبّ بر آن غالب است و نيز غاسقى كه ذلّ و
خوارى با آن مصاحب است مثالشان ستاره زهره « مثال اوّلى» و عناصر اربعه يعنى
« آتش، باد، آب، و خاك» « مثال براى دوّم» است.
شرح عربى:
غرر
فى تطابق عالم الحسّ و عالم العقل
فكلّ هذى النّسب الوضعيّة، و الهيئآت الحسّيّة الواقعة فى عالم