فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٤٠ - تضعيف مذهب مشائين در نحوه كثرت عالم اجسام
آن است.
النّسب الوضعيّة: صفت و موصوف، مشاراليه براى « هذى » .
صنم: موصوف و جمله « جاء زبرجالزينة» صفت آن، مبتداء و جمله « كان
لنور ربّه آنموزجا» خبر آنست.
كهذه: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ.
الالوان: مشاراليه براى « هذه » .
فى الطّاوس: جارّ و مجرور، متعلّق به « الالوان » .
بل: بمعناى ترّقى است.
كلّما: مضاف و مضافاليه، معطوف به « الالوان » و « فى العالم
المحسوس» صله و عائد براى موصول است.
ترجمه: تمام نسب و هيئآت وضعيّه عالم محسوس اظلال و آفياء هيئآت نوريّه عالم
معقول هستند.
اجسامى كه بجهت زينت اهل عالم به جواهر قيمتى مبدّل مىشوند انموزج
و نمونهاى از نور پروردگار خود يعنى نمايندهاى از عقول عرضيّه مىباشند.
نظير رنگهاى عجيب و زيبائى كه در پرهاى طاوس مىباشد بلكه تمام
اشياء معجب و شگفتآورى كه در عالم محسوسات است.
متن: « ٥٤٧، ٥٤٦، ٥٤٥ »
|
و النّور في الغاسق حكمه انسحب |
فغاسق عليه قهر قد غلب |
|
|
اما رأيت انّ شمسا و قمر |
نورهما نور النّجوم قد بهر |
|
|
و غاسق حب و ما ذلّ معه |
كزهرة و الامهّات الاربعة |