فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٥ - فصل تمايز اشعة عقليه
كاشعّة سراج فى حائط اذ لا يمكن تمايزها الّا بالسّرج، لا يشعر، ذلك
المحلّ الميّت، ازديادا، فى الاشعّة، اذ ليس بحىّ لكن، ليس كذلك اذ،
لبعض دون بعض فيه، اى فى المحلّ، فيئ، اى يقع الظّلّ عن بعضها مع
بقاء بعض و لو كان الواقع من احدهما عين الواقع من الآخر لما كان
كذلك.
امّا اشعّة لذى حيوه، اى لذى الحيوة من المحلّ حالكونه، ليس بغيب
ذاته عن ذاته و لا الّذى يحصل فيه، من اعداد الاشعّة العقليّة، سترا،
اى يكون عالما بذاته و بما يصحل فى ذاته، فهو، اى المحلّ العقلى، بها، اى
بالاشعّة العقليّة، اذا تزيد شعرا، فيحصل من هذه الاشعّة امثالها و اعتبر
باشراق العقل على النّفس و صيرورتها مثله فى التّجرّد و مشاهدة
المجرّدات.
ترجمه و شرح فارسى:
فصل تمايز اشعّة عقليّه
نور بر دو قسم است: حسّى و عقلى.
نور حسّى: كه همين انوار تابان چراغها، شمعها و آتشها است و داراى
محلّى است بىروح و مرده چه آنكه اشعّه اين انوار بر امثال ديوارها و زمينها و
درختان و امثال اينها مىتابد و از خصائصى كه اين اشعّه دارند اين است كه بين
آنها هيچ ميّز و افتراقى نيست مثلا اگر روى ديوارى شعاع شمع و چراغ و آتشى
بيافتد هيچ از يكديگر مشخّص نيستند تنها طريق امتياز آنها اين است كه بگوئيم اين
شعاع از شمع است و آن از چرغ پس تمايز آنها بمحال و امكنه و يا بالذّات نيست
بلكه به افتراق و تعدّد علل و مناشى است و از خصائص محلّ آنها اين است كه چون
بلا روح است لاجرم ادراكى نداشته قهرا نه اشعّه را درك مىكنند و نه ازدياد و تكثّر
آنها را البتّه عدم ادراك محلّ دليل بر عدم ازدياد اشعّه در واقع نيست بلكه در واقع
چه بسا اشعّه متعدّد و متكثّرند بدليل اينكه از بعضى ظلّ آنها و از بعضى ديگر نفس