فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩٥ - فصل كيفيت پيدايش كثرت در عالم
ولى اگر عقل مزبور به تعقّل ذات و ماهيّت امكانى خود سرگرم شد و بتصوّر
جهت ظلمانى و فقرى ذات خود پرداخت و دريافت كه ذاتش غير از ليسيت محض
و عدم بحت چيزى ديگرى نيست قهرا از اين تعقّل جسم ظلمانى و سراپاى محتاج كه
فلك اقصى باشد حاصل مىشود كه از آن نيز فلك ديگر ايجاد شده و بدين ترتيب
سلاسل افلاك در عالم كون تحقّق مىيابند.
قوله: كاستشعارك بكمال و بهاء الخ: اين عبارت بجهت تثبيت اين معنا است
كه در عين حالى كه شيئ واحد است منافات ندارد كه داراى اعتبارات و جهات
متعدّدى باشد و براى اثبات و تقرير اين مطلب مىفرمايد:
نظير مطلبى كه گفته شد اين است كه انسان وقتى بياد كمالات و فضائل
خويش مىافتد و آنها را تصوّر و تعقّل مىكند حالت سرور و بهجتى به وى دست
داده كه بواسطه آن بشاشت و از هم گشادگى در رخش ظاهر شده و چه بسا
چهرهاش برافروخته و سرخ مىگردد و در قبال آن وقتى نقائص و رذائل صفات و
آفات نهانى خود را تصوّر مىكند صورتش گرفته و رنگ رخسارش به سياهى و
كدورت مبدل مىشود و در هر دو حال موضوع يك امر و يك شيئ است ولى
اضافات و اعتبارات متعدّد است.
متن: « ٥٠٤، ٥٠٣، ٥٠٢ »
|
و هكذا حتّى لعاشر وصل |
و الفيض منه فى العناصر حصل |
|
|
بالفقر معط لهيولى العنصر |
و بالوجوب لنفوس صور |
|
|
فللهيولى كثرة استعداد |
بحركات السّبعة الشّداد |