فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٥ - اراده در حقتعالى
طرفى با اصول مذهب نيز موافق بوه پذيرفته ميشود انتهى.
مؤلّف گويد:
اراده حقتعالى به دو معنا است: اراده تكوينى و اراده تشريعى.
اراده تكوينى: عبارت است از ايجاد و فعل كه منشاء آن علم و قدرت او
است بنابراين اراده اعمال قدرت و اظهار علم مىشود نه خود علم و قدرت چنانچه
بعضى گفتهاند و بين اين دو فرق بسيار است چه آنكه طبق گفته ما اراده از صفات
فعل و زائد بر ذات اقدسش است بخلاف آنكه عين علم و در نتيجه عين ذات باشد.
محقّق دانشمند حضرت آية اللّه الشّيخ راضى التّبريزى كه از جهابذه و ذخائر
عصر ما هستند در كتاب داورى وجدان ص [٢١٠] مىفرمايند:
اعتقاد و قول به اراده ازليّه چنانكه گفته شد اشتباه و باطل است هم به
حسب برهان و هم طبق حكمت معصوم.
امّا طبق برهان: پس مىگوئيم اگر اراده ازلى باشد لازم آيد كه عالم قديم
باشد و چون حدوث عالم قطعى است پس اراده ازلى نمىباشد و اين هم قطعى
است.
و امّا طبق حكمت معصوم: رئيس الموحّدين باب مدينة علم النّبى
صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايند:
انّما ارادته فعله « يعنى حتما اراده خدا فعل او است».
و پر واضح است كه فعل عبارت از خلقت او است و خلق حادث است.
و در پاورقى همان صفحه روايتى از توحيد مرحوم صدوق ص [٢٤٦] طبع
جديد به سندش از سليمان به جعفر الجعفرى نقل مىنمايد:
قال الرّضا عليه السّلام: المشيّة و الارادة من صفات الافعال فن زعم انّ اللّه لم
يزل مريدا شائيا فليس بموحّد.
مؤلّف گويد:
ديگر از ادلّهاى كه اراده از صفات ذات نيست اينكه صفات ذات قابل
سلب و اثبات نيستند مثلا صحيح نيست گفته شود:
انّ اللّه تعالى يعلم الحسن و لا يعلم القبيح يا انّه تعالى يقدر على المحاسن و لا يقدر على