فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٨ - فصل تكلم حقتعالى
متكلّم و مخاطب است و احيانا بلحاظ اختلاف اذهان مخاطبين و سرعت و بطوء
انتقال و عدم درك كثيرى از ايشان مرادات متكلّمين را مطلوب سوداگران بازار
تعليم و تعلّم واقع نشده است و ناچار طريقى را اتّخاذ كردهاند كه سهلترين طرق و
ابرز دلالات بر معانى باشد و آن جعل الفاظ در قبال معانى است كه در اين طريق
اعمال مؤنه شديدى كه در طرق قبل لازم بود وجود نداشته بلكه مزاياى غير قابل
قياسى در اين هست كه طرق مذكوره فاقد اين مزايا مىباشند از جمله اينكه با اين
طريق افهام معانى حتّى نسبت به غائبين از مجلس خطاب نيز با سهل وجه صورت
مىگيرد حتّى معدومين نيز از استفاده بىبهره نمىباشند همچنان كه ما از كتب
مؤلّفه و مصنّفه علماء ماضين در زمان خودمان بهره مىبريم در حالى كه در حين
تأليف و تصنيف آنها اثرى از ما نبود بلى تنها مؤنهاى كه در اين طريق هست
احتياج به تنفّس و تازه نمودن آن است كه اين امر در صورت عدم قصد افاده و
استفاده نيز ضرورى است و تنها به جهت اين دو مقام لازم نمىباشد.
متن: « ٤٦٣، ٤٦٢ »
|
و لو فرضت غيره بديله |
اذ ذاك حاله يكون حاله |
|
|
فالكلّ بالذّات له دلالة |
حاكية جماله جلاله |