فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٨ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
با ماهيّت در خارج سبب شده است كه حكم هر كدام به ديگرى سرايت كند پس
وحدتى كه از احكام وجود است به ماهيّت نسبت دهند و كثرتى كه از آن ماهيّت
است بر وجود عارض كنند.
و مقصود از ذكر اين مقدّمه آن است همانطورى كه وجود مستعار امكانى را
به ماهيّات و ذوات ما نسبت مىدهند و ما را موجود مىخوانند و اين نسبت از باب
نسبت شيئ بقابل است و در عين حال همين وجود منتسب به حقتعالى است از باب
نسبت شيئ بفاعل موجب « بكسر جيم» عينا در باب صدور افعال بايد بگوئيم:
افعال صادره در عين اينكه فعل ما محسوب مىشوند و به ما انتساب داده
مىشوند فعل حقتعالى و به او نيز منسوب هستند چنانچه خود در قرآن شريفش به
پيامبر گراميش فرمود:
ما رميت اذ رميت و لكنّ اللّه رمى.
پس افعال نه بطور بحت فعل ما است كه تفويض محض محسوب شود
بطورى كه از نسبت به حضرتش منسلخ باشند و نه بطور محض فعل او است تا جبر
بوده و از انتساب بما منسلخ باشد بلكه بين اين دو است البتّه مقصود از « بين
الامرين» نه اين است كه فعل مركّب از هر دو جهت باشد بلكه مراد اين است كه
افعال بحيالها و به استقلالها در يك مرتبهاى هستند كه برزخ بين تفويض محض و
جبر بحث و جاجز بين طرفين مىباشند.
و اقوالى كه در اينباره است تمام باطل و آنچه مطابق با واقع و فرمايشات
حضرات معصومين و آل اللّه عليهم السّلام است همين است كه ذكر شده و براى
اطّلاع بر اقوال ديگر مختصرى از آراء مقابل را متذكّر مىشويم:
آراء در افعال
در افعال صادره و واقعه در خارج چهار مذهب است:
١- عقيده معتزله: شهرستانى در ملل و نحل گويد:
ايشان متّفقند كه عباد بر افعال خويش اعمّ از افعال حسنه يا قبيحه، خير يا
شرّ قادر و بر آنچه به جاى مىآورند مستحقّ ثواب يا عقابند و در قبال دستهاى كه