فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٠ - فصل مراتب علم حقتعالى
لكن مأخوذة بالنّسبة الى المبادى طولا و حينئذ فاطلاق القدر عليها
ليس بعزيز.
ترجمه: پس آن صورى كه قائم بعقل هستند قضاء تفصيلى خوانده مىشوند چه آنكه
اين صور عقول عرضيّه متكافئهاى بوده كه در آنها كثرت نوعيّه مىباشد و قضاء اجمالى
حقتعالى همان قلم او است كه عقل اوّل مىباشد زيرا بسيط الحقيقة مىبايد مشتمل
بر جميع صور مادونش بنحو بساطت باشد.
سپس در دنباله « نفس سما» مىفرمايد:
كلمه « سما » بجهت ضرورت شعرى با الف مقصوره خوانده مىشود و لفظ
« كلّيّة » صفت است براى « نفس » و حاصل آنكه نفس كلّيّه سماء عبارتست از لوح
محفوظ.
امّا اينكه « لوح » بآن اطلاق كردهاند جهتش آنستكه منزلت آن به عقل در
قبول صور كلّيّه همان منزلت لوح حسّى است نسبت بقلم حسّى در پذيرفتن نقوش
حسّيّه.
و همچنين است تسميه نفس منطبعه به « لوح » .
و امّا اينكه « محفوظ » بآن گفتهاند و جهش آنستكه خود و صورى كه در
آنست جملگى بخاطر تجرّد و كلّيّتشان منحفظ و ثابت بوده و از تغيير و تبدّل بر حذر
مىباشند.
سپس مىفرمايد:
و نفسى كه در جرم آسمان منطبع و منتقش هست قدر مىباشد چه آنكه كلمه
« قدر » بر وزن « قضاء » و به تبع آن مىباشد لذا صور كلّيّهاى كه قائم بعقل بوده
قضاء خوانده شده و صور جزئيّهاى را كه نفس جزئى منطبع فلكى قائم هستند قدر
گويند و اين صور از نظر مشّائين همچون صور مرتسمه در خيال ما مىباشد و بعقيده
اشراقيّون مثل معلّقه قدر علمى مىباشند.
كلمه « علميّه » عبارتست از مضاف و مضافاليه و مبتداء بوده و كلمه
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١٣٠١