فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٩٧ - فصل مراتب علم حقتعالى
مقصود از قلم
اشرف موجودات كه اوّل مخلوق او است عبارتست از قلم و وجه تسميه آن
به اين اسم آن است همانطوريكه قلم واسطه تصوير و نقش صو بر لوح قرطاس
مىباشد عقل اوّل نيز واسطه افاضه حقّ و ترسيم حقّ تعالى صور موجودات مادون
مىباشد بنابراين به اعتبارى تمام عقول طوليّه را مىتوان اقلام دانست نهايت عقل
اوّل قلم اعلى و ديگر عقول اقلام مادون مىباشند چه آنكه هر كدام از عقول واسطه
رسم ديگرى است بطورى كه اعلى واجد تمام كمالات و فعليّات اسفل بنحو وحدت
و بساطت مىباشد.
قضا
مقصود از مرتبه قضا صورى است كه قائم به عقل بوده و صدورشان از عقل
مىباشد كه بعد از صدور به قضاء حتمى ناميده مىشوند چه آنكه بعد از ظهور در اين
مرحله نه تغيّر يابند و نه تبدّل.
البتّه ناگفته نماند كه صور قائم به عقل گاهى صور كلّيّه هستند كه بقول
حكماء مشّاء بنحو ارتسام در عقل اوّل موجودند و به عقيده حكماء متعالى همچون
صدر المتألّهين و مصنّف « ره » نفس علم حقتعالى بذات اقدسش مىباشند بنحو علم
اجمالى در عين كشف تفصيلى چنانچه شرح آن گذشت و زمانى مثل نوريّه
افلاطونيّه بوده كه از آنها به عقول عرضيّه و متكافئه تعبير مىنمايند و مقصود از قضاء
حتيم همين مثل هستند نه صور كلّيّه فلذا مرحوم مصنّف براى رفع اشتباه فرموده:
صور طبيعيّه افراد عالم كون كه در تحت صورتى قرار گرفتهاند و آن صورت
جامع تمم آنهاست بنحويكه تمام كمالات و فعليّات آنها را بنحو بسيط واجد و دارا
است همچون علم اجمالى در عين كشف تفصيلى عبارتند از قضاء تفصيلى زيرا
عقول عرضيّه و متكافئهاى هستند كه در آنها كثرت نوعيّه تحقّق مىيابد و از صورت
جامعه بين آنها به ربّ النّوع تعبير مىكنند.