فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٩٦ - فصل مراتب علم حقتعالى
سپس در ذيل « و صور قامت به» مىفرمايد:
ضمير در « به » به قلم راجع است و حاصل آنكه:
صورى كه قيامشان بقلم بوده و مقصود از « قيام » قيام صدورى است اعمّ از
آنكه بدون واسطه بوده يا باواسطه باشد و بهر تقدير اين صور را قضاء حتمى گويند
كه لا يردّ و لا يبدّل يعنى قابل تغيير و تبديل نمىباشند.
و براى اينكه اشاره كرده باشيم مراد از « صور قضائيّه» صور كلّيّهاى كه
بعقيده مشّائون بنحو ارتسام قائم بعقل هستند نبوده بلكه مقصود مثل نوريّه است آنرا
بقول خود توصيف كرده و گفتيم:
و صور طبيعيّه افراد كونيّهاى كه در تحت هر كدام از آنها صورتى است از
صور قضائيّه و آن مثال نورى است كه به ربّ النّوع موسوم بوده و بنحو وحدت و
بساطت بالضّرورة جامع و مشتمل بر آن صور و فعليّات و كمالات آنها مىباشد چه
آنكه معطى كمال نبايد خود فاقد آن باشد.
شرح فارسى:
توضيح
نتيجه و حاصل عنايت حقتعالى اين است كه بگوئيم تمام عالم وجود و
نظام كيان ناشى از علم حضرتش مىباشند و در اين حكم استثناء و تخصيصى
نيست بلكه از ذرّه تا درّه از فرش تا عرش، دانى و عالى، عقول و نفوس، ارواح و
اشباح، دنيا و عقبى تمام و كمال نشانى از عنايت و رحمت واسعه او هستند كه علم
و حكمتش كافّه آنها را در اين نظام اتمّ جلوهگر ساخته و نمىتوان موجودى را نشان
داد كه از دايره علم او خارج بوده باشد و لذا گفتهاند: عالم ربوبى حقّ وسيع و جدّا
گسترده است و البتّه مرادشان از عالم ربوبى علم حقتعالى است.
و لازمه اين تقرير آن است كه بگوئيم ممكن نيست عالمى بتوان ايجاد
كرد كه از نظام آفرينش اتمّ و اشرف باشد زيرا علمى و حكمتى اشرف و اوسع از
علم او نيست تا چنين اثر وجودى داشته باشد.