فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٨ - جواب مصنف(ره) از استدلال مشائين
است كه در اين صورت از صفات كمال بحساب نيايند.
٢- معناى حقيقى كه عبارتست از مبادى اضافات و پرواضح است كه به
اين اعتبار به متعلّقاتشان مقدّم مىباشند پس علم يا قدرت اگر به معناى نفس اضافه
بين عالم و معلوم يا بين قادر و مقدور باشند مسلّما بايد متأخّر از طرفين تصوّر شده و
چنانچه گفتيم به اين ملاحظه از صفات كمال نيستند چه آنكه اگر به معناى مزبور
جزء صفات كمال محسوب شوند لازمهاش اين است كه غير ذات « اضافه » در
كمال ذات كه عين ذات است دخيل بوده و بعنوان جزء متّمم محسوب گردند و حال
آنكه در حقّ باريتعالى اين امر مستحيل و ممتنع است.
ولى اگر معناى دوّم را ملاحظه نموديم يعنى مبدء اضافه مزبور را علم ى
قدرت خوانديم و آن را جزء صفات كمال و عين ذات قرار داديم محذور قبل پيش
نيامده و در اين صورت معلوم و مقدور تابع علم و قدرت يعنى در حقيقت تابع ذات
مىشوند.
و ما در سابق مكرّر گفتيم كه علم فعلى حضرتش نفس اضافه اشراقيّه است
كه خواهان طرف نيست تا لازمهاش تأخّر از طرف باشد و وقتى در علم فعلى به اين
امر ملتزم شديم و آن را به اين بيان تصحيح و تقرير نموديم در علم ذاتى و ايجاد
حقيقى كه از قبيل معانى مصدرى نيست به طريق اولى به آن پاىبند بوده و اعتقاد
داريم و مؤيّد اين ادّعا بلكه دليل بر آن فرمايش حضرت ثامن الحجج عليه السّلام است
كه فرمودند:
له اى للّه تعالى معنى الرّبوبيّة اى وجوب الوجود اذ لا مربوب اى لا تحتاج الى
طرف حتمى تتعلّق به و حقيقة الالهيّة اى و له حقيقة الالهيّة اذ لا مالوه اى كذلك و
معنى العالم و لا معلوم اى و له تبارك و تعالى معنى العلم و لا يستدعى معلوما حتّى
يتعلّق به الحديث.
و تمام حديث در كتاب شريف توحيد صدوق عليه الرّحمة مسطور است
طالبين به آن كتاب رجوع فرمايند.