فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٧ - جواب مصنف(ره) از استدلال مشائين
ترجمه و شرح فارسى: مرحوم مصنّف مىفرمايد:
و باستدلال دوّم مشّائين با قول خود اشاره كرده و گفتيم:
او يثبت المعدوم چنانچه باستدلال پنجم ايشان با عبارت او يكن مثل
افلاطونيّه الخ اشاره نموديم و باستدلال چهارم آنها با عبارت « او غيره» همچون
اتّحاد عاقل و معقول اشاره نموديم و جمله « امتنع التّالى لكلّ» يعنى: تمام توالى
پنجگانه ممتنع بوده و اين امتناع بخاطر آنستكه علم حقتعالى از طريق ارتسام صور
پذيرفته نشد و پس از لزوم اين توالى فاسد الزاما بايد بپذيريم كه علم حقتعالى از راه
صور مرتسمه است و بدين ترتيب مدّعاى ما « مشّائين » ثابت مىشود.
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١٢٨٧
جواب مصنّف (ره) از استدلال مشّائين
مرحوم مصنّف از استدلال مذكور دو جواب مىدهند: نقضى و حلّى.
امّا جواب نقضى: اين استدلال منقوض است به مسئله قدرت و اراده و
امثال اينها زيرا همانطوريكه علم ازلى است و معلومش بايد ازلى باشد قدرت نيز
چنين است و همانطوريكه علم از صفات حقيقيّه ذات اضافه است و طرفش بايد در
ظرف آن محقّق باشد قدرت نيز همينطور مىباشد حتّى قدرت بر مكّونات و
موجودات ازلى بوده قهرا طرف ان يعنى مكوّنات نيز بايد ازلى باشند و در اينجا ديگر
نمىتوان ازليب ودن مقدورات را به مجرّد صور مرتسمه تصحيح نمود و قائل شد
باينكه قدرت بأشياء خارجى تعلّق گرفته باعتبار اينكه صور مرتسمه آنها مقدور
هستند بهمان تقريبى كه در علم و معلوم مىنمودند زيرا نفس وجود عينى اشياء به
اعتبار خودشان مقدور بوده و محتاج به وساطت صور مرتسمه نيستند چه آنكه عموم
قدرت حضرتش شامل موجودات عينى نيز مىشود.
و امّا جواب حلّى: علم و قدرت و نظائر اين دو از صفات كمال بدو معنا
استعمال مىشوند:
١- معناى اضافى كه به اين لحاظ بايد از متعلّقشان متأخّر باشند و بديهى