فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٥ - معناى تبعيت امر و مشاراليه آن
پرواضح است كه وجود عينيّه اشياء در ازل نبوده زيرا فرض اينست كه آنها
حادثند حال اگر معلوم در ازل را صور مرتسمه بدانيم مطلوب حاصل است و در غير
اين صورت يكى از امور پنجگانه ذيل را بايد ملتزم شويم:
١- در ازل اساسا عالم به اشياء نبوده زيرا از اشياء در ازل نه وجودى بوده
و نه ماهيّتى.
٢- ملتزم شويم به ثبوت معدومات در ازل كه فقط شيئيّت و ماهيّت
بر ايشان ثابت بوده بدون وجود.
٣- ملتزم شويم كه اشياء در ازل داراى شيئيّت وجودى بوده و لكن بوجود
علمى كه با وجود عالم متّحد بوده است.
٤- ملتزم شويم كه اشياء در ازل شيئيّت وجود عينى تجرّدى داشته
همانطوريكه حكماء اشراق به آن ملتزم شده و از آنها بمثل افلاطونيّه تعبير كردهاند.
٥- بپذيريم كه اشياء در ازل وجود عينى مادّى داشتهاند.
و چنانچه گفتيم تمام اين امور خمسه باطل است در نتيجه حقّ و صواب
يكى است و آن التزام به اين است كه معلوم حقتعالى در ازل به واسطه صورت
مرتسمه بوده است.
متن: « ٤٣٩، ٤٣٨ »
|
او يثبت المعدوم او يكن مثل |
او غيره و امتنع التّالى لكلّ |
|
|
بمثل قدرة و غيرها انتقض |
و الحلّ ان لم يعن معناها العرض |