فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٩ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
مرحوم مصنّف در عبارات فوق مىفرمايد:
لازم است اين مطلب مورد توجّه قرار گيرد كه ازل « بمعناى زمان بدون
اوّل» قدر جامع است بين تمام مراتب دهر و زمان همانطوريكه وجود مطلق و بحث
بدون تقيّد به قيدى قدر جامع بين تمام وجودات خاصّه و وجود ماهيّات است پس
نسبت ازل به مراتب زمان كه نسبت جامعيّت و اعميّت است عين نسبت وجود
صرف است با مراتب وجود و لازمه اين سنجش و قياس آن است كه بگوئيم
همانطوريكه مكرّر گفتيم وجودات خاصّه در حقيقت نفس وجود صرف هستند پس
مراتب زمان و آنات آن نيز نفس ازل مىباشد بلكه در تمام حصصى كه داراى امر
مشتركى هستند اين بيان سارى و جارى است همچون انسان، بقر، حمار و غير ذلك
كه در واقع تمام عين حيوان هستند.
و سپس بدنبال قياس نسبتين با هم مىفرمايد:
همين دو نسبتى كه ازل با مراتب زمان و وجود صرف با وجودات خاصّه
داشتند عينا حركت توسّطيّه با حركت قطعيّه و آن و لحظه سيّال با قطعات زمان دارد
پس همانطوريكه روح قطعات ازمنه و مراتب حركات قطعيّه، آن و حركت توسطيّه
است عينا دهر روح و لبّ زمان و ازل روح دهر و وجود صرف روح وجودات خاصّه
است فلذا همانطور كه وجود صرف محدود و منحصر نيست ازل نيز وقت موقوت و حدّ
محدودى نمىباشد و نمىتوان آن را منحصر بجزء معيّن از اجزاء ماضيه دانست و از
اجزاء ديگر زمان غائب و مختفى فرض كرد زيرا در غير اين صورت براى آن مقدار و
حدّ قائل شدهايم و اساس مطلب مرقوم را بهم زدهايم پس ازل بمعناى واسع و
جامعش شامل موجود ازلى « قديم » و غير ازلى « حادث » مىشود و لاجرم
همانطوريكه احاطه بقديم دارد به حادث نيز محيط است تنها فرق قديم و حادث
در اين مضمار اينست كه قديم در ازل وجود نيز داشته ولى حادث وجود نداشته ولى
اين مقدار فرق مانع از احاطه نمىشود و براى تقرير مرام مىگوئيم:
اطلاق ازل بر قديم و حادث از قبيل قضاياى حقيقيّه است همچون اطلاق
حيوان بر انسان و اطلاق وجود بر موجودات آينده پس همان طوريكه معناى كلّ
انسان حيوان اين است كه هر موجودى اگر در خارج آمد و انسان بود حيوان است