فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٨ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
٥- بعضى ديگر زمان را عبارت از آنات و لحظات متتاليه گفتهاند.
٦- طائفه ديگر زمان را موجود در مادّه دانسته و گفتهاند زمان امرى است
مادى كه بواسطه حركت مادّه ايجاد شده و از حركت ضعيفتر است.
٧- مشاهير از حكماء زمان را مقدار حركت دانسته و گفتهاند كه موجودى
است غير قار الذّات و تقوّمش بحركت است.
٨- مرحوم محقّق داماد معتقد است نسبت متغيّر به متغيّر ديگر زمان است
كه ظرف حوادث و سيّالات مىباشد و فرموده وجود زمان بعد از دهر است زيرا دهر
علّت زمان مىباشد چنانچه دهر را مؤخّر از سرمد و سرمد را علّت آن دانسته است.
٩- صدر المتألّهين مىگويد:
مقدار حركت سيلانى جواهر را زمان نامند.
١٠- ابو البركات بغدادى گويد:
زمان كم و مقدار وجود بلكه عين وجود است.
١١- و بعضى از نابخردان زمان را واجب الوجود دانستهاند.
د: حركت توسطيّه: آن است كه حركت جسم نسبت به آنات و لحظات
مساوى نباشد بخلاف حركت قطعيّه كه مقدار حركت در تمام آنات بيك ميزان و
مقدار است و قبلا شرح آن گذشت.
ه: آن: عبارتست از طرف زمان اعمّ از طرف ابتدا يا انتهاء.
و: كم: عبارتست از عرضى كه ذاتا قابل تقسيم باشد و از آن بمقدار نيز نام
مىبرند.
ز: متكمّا: جوهرى كه داراى كم و مقدار بوده و بواسطه آن تقسيم شودد آن
را متكلّم گويند.
ج: ابد: زمان بىانتهاء در آينده را گويند يا استمرار وجود در ازمنه مقدّره
استقباليّه را نام نهند در مقابل دو تفسيرى كه براى ازل نسبت به زمان ماضى نقل
نموديم.
شرح مقصود
بعد از توجّه به معانى مفردات اينك مىپردازيم به شرح مراد مصنّف « ره » :