فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٥٦ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
و كمال الاخلاص، نفى الصّفات عنه و كمال اخلاص و نهايت خلوص
اين است كه صفات و اوصافى كه مستلزم اضافه مقوليّه بشود از او مسلوب بدانيم نه
اوصاف بنحو اضافه اشراقيّه را چه سلب اين صفات نعوذ باللّه مستلزم نفى ذات
مىشود چون غير از ذات طرفى ديگر ندارد.
ناگفته نماند تفسيرى كه مرحوم مصنّف براى فرمايش درر بار علوى
سلام اللّه عليه نمود يكى از دو تفسيرى است كه در ذيل اين حديث شريف از ارباب
دانش نقل شده و الّا براى آن تفسير ديگرى است كه قبلا نيز به آن اشاره شد و آن
اين است كه مقصود از نفى صفات، صفات زائد بر ذات است.
قوله: طرفا متحصّلا: مقصود از طرف متحصّل، طرف حقيقى در نسبت به
اضافه است و الّا تصور بلكه فرض طرف اعتبارى و غير حقيقى بدون اشكال و
بلامانع است چه آنكه اين فرض محقّق نسبت حقيقى نيست.
قوله: و عند ظهوره بالوحدة التّامّة يفنى الخ: ظرف « عند » معطوفبه « و لذلك»
است و مقصود از عبارت اين است كه همانطور كه لحاظ صرف الوجود نفى اضافه
ذهنيّه و مقوليّه را مىنمايد و قهرا صفات ملحوظ به اين اضافه مسلوب مىباشند عينا
بجهت همين لحاظ در قيامت كبرى و موقعيكه ذات بىچونش بوحدت تامّه تجلّى
نمود تمام ماهيّات و وجودات مقيّده و محصوره فانى و هر ظلمتى برطرف مىشود.
قوله: كلّ مستشرق: مقصود ماهيّات است كه داراى اشراق مجازى و عرضى
هستند و مراد از قابل غاسق نيز همين موجودات هستند.
شرح عربى: و العلم الاجمالى الكمالى، المتّفق عليه بين الاشراقى و المشّائى حيث
يقول الاشراقى:
انّ نفس وجود الذّات علم اجمالى مقدّم على العلم التّفصيلى الّذى
هو وجود الاشياء.
و يقول المشّائى: انّ علو الاوّل و مجده ليس بهذه الصّور المرتسمه بل
بذاته الّتى هى علم اجمالى سابق عليها.
و انّما كان اجماليّا لانّ وجود الذّات واحد بسيط فلا يمكن ان ينكشف