فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٥٠ - رأى متأخرين
اين عبارت اين معنا را اثبات و معلّل مىسازد و مىفرمايد:
چگونه اين نور حىّ نباشد و حال آنكه كلّيّه موجودات ذى شعور و كافّه
احياء به آن قائم هستند و سپس بتفصيل موجودات ذى شعور و حىّ پرداخته و از آنها
بنامهاى مستمرّه و غير مستمرّه اسم ميبرد و چنانچه قبلا گفتيم مقصود از مواضع شعور
مستمرّه مدركات و معلومات علويّه فلكيّه است يعنى عقول و نفوس فلكى كه
تمام از معلومات و مدركات حضرتش هستند و مراد از مواضع شعور غير مستمرّه
معلومات و مدركاتى هستند كه در سطح دانى و نازلى واقع هستند چون قواى حيوانى
و انسانى نظير خياليّات و حسّيّات و غير اينها چنانچه منظور از غير اين دو « غير
مستمرّه و مستمرّه) معلوماتى است كه از هر دو قسم نازل و دونتر است و آن
عبارت از اجسام و جسمانيّات يعنى عنصر و عنصريّات عالم ارض.
قوله: و كن نوريّته قدرته: در اين عبارت اشاره شده است به اتّحاد علم و
قدرت حقتعالى از طريق مشرب اشراقيّين و در شرح آن مىفرمايد:
گفته شد نور حقيقى عين ذات باريتعالى است و ذات او عين علم او است
و در نتيجه نور همان علم مىشود اينكه مىگوئيم نور حقيقى ذاتش نيز عين قدرت
است قهرا علم با قدرت نيز متّحد مىشود پس ذات و علم و قدرت در عالم واقع و
خارج يك چيز هستند تنها تغاير مفهومى بين آنها حكمفرماست و براى تقريب اين
معنا فرموده:
نظير اين اتّحاد است اتّحاد علم در نفوس انسانى كه بواسطه صور علميّه
مثاليّه حاصل مىشود با قدرت نفس بر صور زيرا اضافه اشراقيّه نفس بصور مثاليّه هم
قدرت نفس بر آن را اثبات مىنمايد و هم علم آن بصور را تثبيت مىكند.
قوله: و لو صارت قويّة الوجود الخ: سپس مىفرمايد قاعده تشبيه اين است كه
مشبّهبه از مشبّه بايد اقوى باشد ولى در اينجا عكس است يعنى اتّحاد علم با قدرت
حقتعالى به مراتب قوىتر از اتّحاد علم و قدرت نفس انسانى است زيرا موجودات
نوريّه كه تحت پرتو علم و شعاع اشراق قدرت او هستند بمراتب قوىتر از صور مثاليّه
علميّه در نفس انسانى هستند زيرا چه بسيار اتّفاق مىافتد كه بر نفس ضعف و عجز
عارض شده و بين آن و صور انقطاع حاصل مىشود بطورى كه هم اضافه اشراقيّه