فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤٨ - رأى متأخرين
باريتعالى بروز نكرده و تحقّق نمىيابند.
پس نفس وجودات اشياء اعمّ از سماء و ارض و حيوان و انسان و غير اينها
علوم و قدرت و وجود و ايجاد حضرت بارى تعالى مىباشند.
شرح فارسى:
توضيح
اختيار مصنّف در كيفيّت علم حقتعالى باشياء و اينكه بعقل بسيط و اضافه اشراقيّه است
مرحوم مصنّف معتقد است كه علم حقتعالى به اشياء به عقل بسيط مىباشد
و اضافه آن بمعلومات از قبيل اضافه اشراقيّه است و مقصودش از عقل بسيط علم
اجمالى و از ضافه اشراقيّه چنانچه مكرّر گفته شده اين است كه نفس اشياء معلومه
علم مىباشند و در اين اضافه اينطور نيست كه غير از اضافه طرفين نيز بوجود
منهاض موجود باشند بلكه اضافه نفس يكدام از طرفى است بنابراين مختار مصنّف
در اين فصل مركّب است از مجموع مختار صاحب اسفار كه قائل بود علم حقتعالى
باشياء علم اجمالى است در عين كشف تفصيلى و مختار شيخ اشراق كه علم حق
تعالى را نفس وجود اشياء مىداند و براى اثبات مرام خويش و تثبيت هر دو قسمت
از رأى خود متوسّل بدو بيان عليحدّه شده است براى قسمت اوّل از اختيار خود
تحقيقى را از مرحوم خواجه طوسى (ره) نقل نموده و حاصل آن كه مركّب از چهار
مقدّمه است اين مىباشد:
١- حقتعالى بدون ترديد بذات خود عالم است.
٢- ذاتش علّت براى ماسوى و موجودات ممكنه است.
٣- علم بعلّت مساوق با علم به معلول مىباشد.
٤- علم بذاتش عين ذات و متّحد با آن است.
در نتيجه بايد گفت پس معلول اين دو علّت متّحد (علم به ذات و ذات)
نيز با هم متّحد هستند يعنى ذاتش با علم به اشياء نيز متّحد مىباشد پس در حقيقت
ذات اقدسش اجمالى از مفصّلات و به عبارت ديگر علم اجمالى در عين كشف
تفصيلى است و در غير اين صورت بايد ملتزم شويم كه اشياء كثير از شيئ واحد